تلفن: ۸۸۷۲۰۸۳۷ ۸۸۷۰۴۵۶۵
شهر کتاب نیاوران : تفاطع نیاوران و کامران شمالی تلفن : ۷۰-۲۲۲۸۵۹۶۹
موسسه دل آواز:خیابان دکتر شریعتی ،روبه روی سینما سروش ،کوچه سعیدسودمند،شماره 28تلفن: 77506610
به دليل تراكم زياد برنامههاي تالار وحدت ، از سوي تالار و برگزاركنندگان كنسرت شجريان فروش اين بليط ها در گيشه تالار وحدت لغو شد.
اين موضوع به دليل فروش بليت هاي برنامه هاي تالار نيز صورت گرفته است.
«سهرابيان»مدير روابط عمومي تالار وحدت با بيان اينكه قبل از لغو فروش ،هيچ بليتي در گيشه تالار موجود نبوده، خاطرنشان كرد: تالار وحدت فروش اين بليت ها را لغو نموده است.
بعد از یک هفته که از زمان اعلام قرعه کشی بلیط کنسرت استاد شجریان می گذرد حدود 200 نفر در این قرعه کشی ثبت نام نمودند که:
آفایان سعید رسولی نژاد،کاوه دیلمی، عبدالله مقیمی و خانم میترا نوری(4 نفر) برندگان بلیطهای کنسرت اعلام می شوند. بلیطها از نوع 15 هزار تومانی ( طبقه همکف ) می باشتد. این عزیزان جهت هماهنگی با تلفنی که به ایمیلشان ارسال می شود تماس بگیرند.
همچنین در روزهای ابتدایی ثبت نام تعدادی از دوستان خواهان بلیط با هزینه خودشان بودند که برای 9 نفر بلیط 8 هزارتومانی و برای 4 نفر بلیط 15 هزار تومانی تهیه شد که به اطلاع این عزیزان رسیده است.
در صورت تمدید کنسرت و یا تهیه تعداد دیگری بلیط حتما با دیگر عزیزان هم به وسیله تلفن و یا ایمیل تماس گرفته می شود.
از همه دوستانی که موفق به تهیه بلیط از طرف اینجانب نمی شوند جداٌ عذرخواهی می کنم . نام ، ایمیلها و شماره تلفن همه شما برای برنامه های آینده نزد اینجانب محفوظ است.
باور مکن که من دست از دامنت بدارم
شمشیر نگسلاند پیوند مهربانان
کاش این امکان برایم بود تا برای همه شما سروران بلیط تهیه نمایم.
در پایان از آقای غلام حسین خیراندیش که در تهیه تعدادی از بلیطها همکاری کردند بی نهایت سپاسگزارم.
به امید دیدار – فرشید احمدی
منتظر خبر بعدی باشید.
روزنامه اسپانيايي "لاوانگوارديا"، با توصيف "محمدرضا شجريان" بهعنوان "صداي ايران" در مصاحبه با وي، به بررسي راز ماندگاري ديرين و محبوبيت آواي اين هنرمند و موسيقي پارسي پرداخته است.
شجريان در اين مصاحبه كه روز پنجشنبه چاپ شد، درباره خود و موسيقي اصيل ايراني سخن گفته و تصريح كرده است: هنوز هم وقتي روي صحنه ميروم، احساساتي ميشوم... هيچ چيز در زندگي به اندازه خواندن اشعار حافظ مرا غرق شادي نكرده است... زباني غنيتر ازفارسي و لذتي فراتر از خواندن اشعار آن وجود ندارد."
لاوانگوارديا روزنامه سراسري اسپانيا كه در بارسلونا چاپ ميشود، در مقدمه مصاحبه خود توضيح داده است كه اخيرا "دو تن از بزرگترين استادان زنده موسيقي كره خاكي، "محمدرضا شجريان" و "عالم قاسماف"، خوانندگان بيهمتاي "رديف" پارسي و "مقام" آذري - كه با يكديگر مرتبط هستند- در شهر بارسلونا" برنامه اجرا كردند و از آنان خواستيم احساس خود را نسبت به موسيقي اصيل بين كنند.
*پرسش: استاد شجريان، ميگويند فلامنكو (موسيقي سنتي اسپانيا) بهعنوان نظام موسيقي مجهز و پيچيدهاي كه اعراب آن به اسپانيا آوردند، به پارسي بسيار مديون است. در اينباره چه ديدگاهي داريد؟
شجريان گفت: از خواندن آواز در اسپانيا بسيار لذت ميبرم. اينكه موسيقي پارسي و فلامنكو رابطهاي با هم دارند موجب لذت بيشتر ميشود. افزون بر اين، نفوذ موسيقي پارسي و اسپانيايي متقابل است و بهاين خاطر، به همان اندازه كه يك اسپانيايي از موسيقي پارسي لذت ميبرد، يك ايراني هم از موسيقي فلامنكو ميتواند لذت ببرد.
هميشه وقتي سفر ميكنم از دلتنگي براي كشورم ميميرم. ايران براي من همانند مادري ميماند كه نميتوان از او جدا شد. به همين خاطر، وقتي به خارج سفر ميكنم ايرانيهايي كه براي گوش دادن برنامهها ميآيند، ميگويند "بوي ايران را ميدهي".
اما در بارسلونا احساس خانه خود را دارم چون مردم همانند ما شفاف هستند و در صورت آنها، ميتوان احساسشان را ديد.
شجريان در مورد اينكه چگونه يك اسپانيايي از آوازهاي شما بدون آنكه فارسي بداند يا حافظ و سعدي را بشناسد، ميتواند لذت ببرد؟ گفت: اين حقيقت دارد كه شعر و موسيقي مانند خون و بدن هستند، هميشه با همند و روشي مشابه براي بازتاب در جهان دارند. اما موسيقي در عين حال همانند زبان است كه اگر تكيه حرف را عوض كنند، مفهوم واژه يا يك جمله را ميتواند كامل تغيير دهد.
با بازي كردن با اين تكيهها ميتوان جامعه خود را بازتاب داد. شاعران بزرگي مانند حافظ شعرهايي نوشتهاند كه درك آن براي يك پارسي نيز دشوار است. كاري كه ميكنم به سراغ موسيقايي بودن آن جمله ميروم و موسيقياي را كه در ميان كلمات پنهان شده، بيرون ميكشم.
موسيقي، كلام روح است و گويش گويشهاست. از اينرو، نيازي به فارسي دانستن براي درك موسيقي من وجود ندارد.
به ياد دارم، يك آشنا دوست ويتنامي خود را به يك كنسرت من آورده بود. وقتي برنامه تمام شد از او پرسيدم چه ديدگاهي درباره موسيقي ما داري. اعتراف كرد كه چيزي از زبان آن نميفهميد اما وقتي گوش فرا داد، احساس كرده به آن صدا ميتواند اعتماد كند.
* پرسش: شما نخستين فردي هستيد كه اشعار شاعران معاصر ايران از جمله "اخوان ثالث" را خواندهايد. اما چنين مينمايد موسيقي پارسي از اشعار كلاسيك جدا نشدني است.
شجريان گفت: بهيقين، موسيقي پارسي ارتباط بسياري با شعر دارد و ريتمهاي آن از شعر گرفته شده است. شعر نو پارسي ريتم ندارد و به اين خاطر، تفاوت خواندن آواز با شعر كلاسيك بسيار زياد است. من نخستين فردي بودم كه اين كار را كردم. در آغاز تجربه بسيار سختي بود اما با گذشت زمان، آهنگي كه درون اين نوع شعر وجود دارد را نيز كشف كردم و ياد گرفتم چگونه از آن كه در نهايت بخشي از فرهنگ ماست، استفاده كنم.
پرسش: موسيقي اصيل پارسي تا قرن ۲۰فقط در اختيار دربار شاهان بود.
خارج كردن اين موسيقي از آن فضاي ممتاز و تطبيق آن با طبع مردم عادي، آيا چيزي از غناي آن نكاسته است؟
شجريان گفت: نه، مطلقا. با اينكه بخش ممتاز جامعه از آن موسيقي لذت ميبرد اما هيچ ضمانتي براي كيفيت آن وجود نداشت زيرا سرنوشت آن تحت هوسهاي پادشاهان قرار داشت در حاليكه در ميان مردم ميشد افراد سطح بالاتري پيدا كرد.
اگر آن سبك موسيقي در يك چرخه بسته قرار داشت دليل نميشود كه از خلوص بيشتر يا سطح بهتري برخوردار باشد.
* پرسش: استاد شجريان، از ديدگاه شما، آيا تجربه ادغام موسيقي پارسي با غربي همانند كاري كه "فرامرز پايور" در دهه ۷۰ميلادي كرد، به جايي نميرسيد؟
شجريان گفت: معتقدم هر چيزي را بايد در زمان و شرايط خود بررسي كرد.
پايور نفوذ موسيقي غربي را دريافته بود اما جز در هارموني، به بقيه آن احترام گذاشت. اينكه چنين كاري، اكنون در نظر باشد يا نباشد، مهم نيست بلكه مهم اين است كه آن را در دوره خود بررسي كنيم. آشكار است كه ديگر زمان آن گذشته ولي در دوره خود، تجربه خوبي بود.
* پرسش: در ميان گروهي كه اكنون شما با آنها كار ميكنيد روحيه نوآوري برجسته است اما واقعا، مرز نو در يك قالب سنتي همچون رديف كجاست؟ شجريان گفت: يك چيز، لحظات، سنت و سنت هر لحظه است و ديگري، پايه يك فرهنگ. اولي با گذشت زمان ميتواند تغيير كند، همچون كلمات يك زبان، اما اساس و پايه هر جامعه، هر فرهنگ بويژه موسيقي ايراني، همواره يكسان خواهد ماند. هنرمندان موسيقي نميتوانند به اين پايهها دست بزنند زيرا آنها تغيير ناپذيرند. چيزي را كه ميتوان تغيير و با شرايط روز جامعه تطبيق داد سطح و سبك هر لحظه است.
اين استاد موسيقي در مورد استادان خود و اينكه آنان بسيار متفاوت و داراي ديدگاههاي محافظهكار و نوآور و اغلب از مكتبهاي متضاد بودهاند گفت:
در آغاز جواني با جهان موسيقي ارتباط پيدا كردم و همواره كوشيدم شاگرد بهترين استاداني باشم كه در دوران من بودند. هميشه ارتباط بسيار نزديكي با آنان داشتم زيرا ميديدند با تلاش كامل و كار، به آموزشها پاسخ ميدهم.
افزون بر اين، از نوارهاي ضبط شده اساتيد پيشين نيز بهره بسياري بردم.
اين خيلي مهم است زيرا در واقع، زنجيرهاي هستيم كه از هم ميآموزيم و در هم بازتاب پيدا ميكنيم.
من بازتاب استادان پيش از خود هستم و به اين ترتيب، در كنار هم يك زنجير را تشكيل ميدهيم.
شجريان پس از تعمق و تفكر ادامه داد: در زندگي، اقبال بزرگي براي آشنايي و شاگردي يك فيلسوف بزرگ ايراني داشتم. من وارد خانه او و او به درون روح من راه يافت. بخش عمده چيزي كه اكنون هستم، ديدگاهي را كه نسبت به جهان، موسيقي و نقش آن در زندگي دارم، مديون همين آشنايي هستم.
همه اينها را به او مديونم. موسيقيدان بزرگ و نوازنده مشهوري نبود اما شناخت خوبي از موسيقي كلاسيك پارسي داشت و شماري آواز ضبط كرده بود.
كار موسيقي انجام نميداد اما از آن بهعنوان علاقهمند لذت ميبرد. دلبستگي بسياري به او داشتم داشتم. اين استاد بزرگ كمي پيش درگذشت.
استاد موسيقي ايران با احساس غم و بغض افزود: وي دو آواز مشهور "جامسوز" (جانسوز) ضبط كرده بود، نام او "دادور" بود.
وقتي ۳۰سال داشتم اتفاقي يكي از نوارهايش به دستم رسيد. ساعت ۱۲شب آن را گوش دادم و تا سحر گريستم. موسيقي غمناكي نبود بلكه دانا بود.
جملاتش از واقعيت جهان بگونهاي متفاوت از آنچه تا آن زمان گوش كرده بودم، سخن ميگفتند و من در آن لحظه، ديگر جوان نبودم.
تلاشهايم براي يافتن آن مرد به جايي نرسيد تا آنكه روزي پس از يك كنسرت، استاد برايم پيغام فرستاد و از من خواستند براي ديدن او به منزلش بروم. به خانه او رفتم. به من گفت ميخواهد به من آموزش بدهد، اما نه در باره آهنگ و تكنيك موسيقي بلكه در مورد حقيقت آن.
او به من ديدگاهي متفاوت در آواز خواندن و زندگي داد. او موجب تولد و زندگي دوباره من شد و حالت يك پدر را برايم داشت.
اشعار شاعران و فيلسوفان بزرگ از جمله جامي و مولانا به نظرم، چيز كمي در كنار آموزش اين استاد ميرسيد. مردي بود كه در همنشينيها با كسي صحبت نميكرد و در مورد مسايل خيلي جدي حرف نميزد مگر اينكه طرف را بشناسد.
فردي بسيار متواضع و سنجيده بود و ناشناس نيز درگذشت. من او را ستايش ميكردم.
شجريان در مورد احساس خود هنگام آوازخواني سنتي، گفت: احساس زني را دارم كه در شرف زايمان است. به عبارت ديگر، پيش از آواز خواندن بايد از درون پر باشم تا بتوانم احساسم را بيان كنم.
چيزي كه در موسيقي ما همچون موسيقي هندي يا فلامنكو مهم است، لحظه اجرا، نگاهها و انرژي است كه مردم انتقال ميدهند. همه چيز در يك لحظه رخ ميدهد. روي صحنه، همه چيز نسبت به آنچه دريافت ميكني، متحول ميشود.
تشريح آن دشوار است اما ميتوانم بگويم ارزشمندترين چيزي است كه دارم و بهترين چيزي است كه در زندگي من اتفاق افتاده، زيرا زندگي روزمره همان روزمره است، بدون اسرار و بدون هيجان، اما هنوز هم پس از سالهاي فراوان، هر بار كه روي صحنه ميروم، احساساتي ميشوم.
سفرهاي زيادي كردهام و از خوشيهاي زندگي لذت بردهام اما هيچيك مانند خواندن اشعار حافظ، مرا غرق خويش نكرده است. زباني غنيتر از فارسي وجود ندارد. شما به فارسي ميتوانيد در دو كلمه چيزي بگوييد كه براي بيان آن در زبانهاي ديگر، احتياج به جملات بسيار و غيردقيق داريد.
شجريان در پايان اين مصاحبه گفت: حافظ با دو كلام، زمين و زمان را دگرگون ميكند. براي من لذتي بالاتر از خواندن اشعار او وجود ندارد.
شامگاه جمعه گذشته محمدرضا شجریان همراه با هنرمندان حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان در مرکز فیلارمونی شهر کلن در برابر بیش از یکهزار تن از مشتاقان موسیقی به اجرای قطعات موسیقی آوازی ایران پرداختند.شجريان در پايان اين كنسرت در گفتگويى با صداى آلمان از این برنامهها، برپایی کنسرت در تهران، و بالاخره آخرین سی.دی ایشان بنام «فریاد» سخن گفت.
صداى آلمان: آقای محمدرضا شجریان، بسیار خوشحالم که باز در خدمت شما هستم. در آغاز خیلی خوشحال میشوم راجع به این سلسله از برنامههایتان که بگویید چه جوری شروع شد، الان در چه مرحلهای ست و چگونه خاتمه پیدا میکند؟
محمدرضا شجریان: برنامهی ما از بارسلون شروع شد. دو شب در لندن کنسرت داشتیم، بعد در استکهلم بودیم و چند برنامهی دیگر هم داریم که یکی در شهر لوراخ هست و بعد به آمستردام میرویم و بروکسل که جمعا ۴ برنامه هم آنجا داریم، و حدودا ۱۰ برنامه ما در این سفر داریم که اجرا کنیم. بعد برمیگردیم تهران که از ۸ آذرماه کنسرتهای ما در تهران شروع میشود، در همان سالن وزارت کشور، که قبلا هم برای بم کنسرت داده بودیم، شب کنسرت خواهیم داشت.
صداى آلمان: تا آنجایی که من یادم هست شما اعلام کرده بودید که دیگر در ایران کنسرتی اجرا نخواهد کرد. چطور باز دست به چنین کاری زديد؟
محمدرضا شجریان: آن بخاطر اعتراضی بود که بدون جهت کنسرت من را تعطیل میکردند و مزاحمتهایی ایجاد میکردند. اخیرا دیگر دوستان گفتند که خواهش میکنیم فعالیتی بکنید، شاید اذیتتان نکنند. ما هم گفتیم خیلی خوب، شروع میکنیم و اگر ببینیم دوباره اذیت و آزارها شروع شد، دوباره تعطیلاش میکنیم. فعلا که، تا اینجا، برنامه احتمالا اجرا خواهد شد. بایست دید که شب قبل از کنسرت آیا دوباره کنسرت تعطیل میشود یا اجرا خواهد شد!
صداى آلمان: آقای شجریان، اگر موافق باشید میپردازیم به آخرین سی.دی شما، که نام این سی.دی «فریاد» است. در این سی.دی حال و هوای شعرها فرق میکند. مسایل اجتماعی مطرح شده است. البته در کارهای گذشتهی شما هم ما شاهد چنین حرکتهایی بودیم. چطور شد که اینبار بیشتر یا پررنگتر به مسایل اجتماعی پرداختید؟
محمدرضا شجریان: البته بیشتر از قبلیها نیست، ولی بهرحال شکل تصاعدی را، یک شکل به اصطلاح میگویند اوج گرفتن در اعتراضات است که ما اعتراض داریم بر همه چیز. هنر ذاتش اعتراض است. هنر برای مداحی نیست. هنر در وهلهی اول ذاتش اعتراض است، به روزگار، به معشوق، به هر چیزی که میخواهد و به آن نمیرسد اعتراض میکند، و گله میکند، و شکایت میکند. هنری که من ارائه کردهام در این سالها همیشه در آن جنبهی اعتراض بوده است. ما تعریف و توصیف را دراین چیزها حذف کردهایم. البته گاهی اوقات بعضی از غزلها تعریف و توصیف از معشوق هست، ولی بیشتر جنبهی اعتراض است. در «فریاد» هم، ما آنموقع دیدیم که باید فریاد کرد دیگر. اختناق است و بایست فریاد کرد! و ما بازهم خواهیم گفت که بهرحال بایستی آزادی باشد، آزادی فکر و آزادی زندگی باشد برای هر کسی.
صداى آلمان: آقای شجریان شما چندسالی ست که دستگاه رادیو و تلویزیون را از پخش صدای خودتان بازداشتهاید. پرسش من از شما اینست که آیا این تحریم همچنان ادامه دارد از سوی شما؟
محمدرضا شجریان: این تحریم تا روز قیامت ادامه دارد.
صداى آلمان: ولی صدای شما پخش میشود گاهگاهی!
محمدرضا شجریان: بدون اجازه است دیگر.
صداى آلمان: آقای شجریان هر دولتی آمده سر کار در ایران، حال و هوای موسیقی هم عوض شده است. گاهی حتا جلوی آن را گرفتهاند و شما و دیگر هنرمندان نتوانستید کنسرت بدهید و بعضی وقتها فضا بسیار باز شده و شما توانستهاید جولان بدهید. الان وضع موسیقی در مملکت چگونه است؟
محمدرضا شجریان: وضع موسیقی فرق چندانی نکرده که نگران بشوید. نه، جای نگرانی نیست. چرا؟ اگر شما توانستید جاذبهی زمین را برای همیشه خنثیاش کنید و از دستش راحت بشوید، اینها هم میتوانند از دست موسیقی راحت بشوند. نه! باید گفت که وقتی رهبر انقلاب، آقای خمینی تحریم را از موسیقی برمیدارد، پس میداند که موسیقی کاربرد دارد و نمیتواند موسیقی را از مردم بگیرد. وقتی ایشان تن به این میدهد که موسیقی بایست در جامعه باشد، دیگران هم نمیتوانند جلوی موسیقی را بگیرند.
صداى آلمان: استاد شجریان از این مسایل که بگذریم، آنگونه که من کنسرتهای شما را پیگیری کردهام، شما در کنسرت قبلیتان یک قطعه شعری از زنده یاد «اخوان ثالث» را بصورت آواز اجرا کردید و در جایی گفته بودید که در نظر دارید این قطعه شعر اجتماعی را به گونهی دیگری ارائه بدهید. اگر ممکن است به جزییات بیشتری ازاین شعر بپردازید و بگویید که بالاخره چه بر سر این شعر آمد؟
محمدرضا شجريان: در کنسرتهایی که دیشب شما بخشی از آن را دیدید، در این کنسرت که ما قبلا ۹ـ ۸ بار در آمریکا ارائه کردیم یک شعری از اخوان ثالث من داشتم که فقط آواز بود با کمانچه. ولی بعد که به آن گوش کردیم دیدیم که هنوز جا نیفتاده است. ما نمیبایست این شعر را اینطور نپخته ارائه بکنیم. این بود که ما از کنسرت این دفعهی مان حذفش کردیم. و در کنسرت این دفعه آن اعتراضی که در «فریاد» و در «زمستان» هست و اینها، در این به چشم نمیخورد. ولی در لابه لایاش باز از آنگونه اعتراضاتی که بایستی به روزگار و معشوق و غیره بشود، در آن هست. فقط بخاطر اینکه آن شعری که من انتخاب کرده بودم هنوز جا نیفتاده و دلم نمیخواهد یک کاری که جا نیفتاده و نپخته است این را ارائه بکنم. میخواهم روی آن بیشتر فکر بکنم که در آینده اگر ارائهاش میکنم، یک کیفیت خوبی داشته باشد و خودم از آن ارائه راضی نبودم، و بعد از ۹ـ ۸ تا کنسرتی هم که در امریکا دادیم، به خودم گفتم کاش اینکار را نمیکردم و بهتر ارائهاش میکردم. اینست که در این برنامه حذفش کردم و صرفا پرداختیم به همان تصانیف قدیمی و دوتا تصنیف که آقای علیزاده ساختهاند که آنها باز خودش همان زبان اعتراضاش هست و زبان امید بخشیدن و امید دادن به مردم.
صداى آلمان: آقای شجریان با تشکر از شما بخاطر انجام این مصاحبه، آرزوی موفقیت و پیشرفت بیشتری برای شما و همینطور شاگردان شما دارم.
فروش اینترنتی بلیت کنسرت استاد شجریان متوقف شد . به علت اتمام مرحله نخست فروش اینترنتی بلیت های کنسرت گروه چهارنفره شجریان،که از دیروز شروع شده بود، خدمات فروش این بلیت ها تا روز شنبه بیست و هشتم آبان ماه متوقف شد.
بلیت این اجرا که از روز هشتم تا دوازدهم آذر ماه در تالار وزارت کشور با حضور شجریان و پسرش در کنار علیزاده و کلهر ، برگزار می شود ، در شرکت فرهنگی و هنری دل اواز، آموزشگاه عارف و خانه موسیقی به فروش می رسد.همچنین با مراجعه به آدرس سایت دل آواز : www.delawaz.com علاقمندان می توانند بعد از بیست و هشتم آبان ماه خرید اینترنتی داشته باشند.
لازم به توضیح است که در صورت دریافت بلیت بیشتر ویا تمدید این کنسرت ها که به احتمال زیاد در روزهای 14و15 آذرماه صورت می گیرد مجددا فروش اینترنتی(از طریق سایت خانه موسیقی) آغاز خواهد شد.
"محمدرضا شجريان" استاد آواز موسيقي سنتي ايران سه شنبه شب در "گنت" بلژيك به اجراي برنامه پرداخت و با استقبال شديد شركتكنندگان مواجه شد.
چهارشنبه استادشجريان ستاره افسونگر شب فرهنگي ايرانيان بود كه توسط مركز فرهنگي "د بيجلوك" شهر گنت و با همكاري بخش فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در بلژيك برگزار شد.
"گنت" چهارمين شهر بزرگ بلژيك است كه با ۲۵۰هزار سكنه در ۷۵كيلومتري بروكسل قراردارد. اين شهر همچنين مركز فرهنگي مهم منطقه فلميش زبانان فلاندري در شمال بلژيك است.
"همايون" فرزند هنرمند شجريان با تنبك، "حسين عليزاده" با تار و "كيهان كلهر" با كمانچه استاد بلامنازع آواز ايران را همراهي ميكردند.
شب فرهنگي ايران بخشي از "برنامه شرق بهشت" مركز فرهنگي گنت است كه طي آن فرهنگهاي غير اروپايي به مردم بلژيك معرفي ميشود.
"تورج اتابكي" استاد موسسه بينالمللي تاريخ اجتماعي آمستردام نيز درباره "قوميت و كثرت گرايي در ايران" سخنراني كرد.
"اصغر سيد غراب" استاد ادبيات و شعر فارسي در "دانشگاه هلند" ديگر سخنران ايراني اين شب فرهنگي بود كه حاضران را با اشعار شاعران شعر كلاسيك ايران عطار، خيام، سعدي و حافظ به وجد آورد.
دو كارشناس بلژيكي موسيقي شرقي نيز به زبان آلماني به ايراد سخنراني پرداختند.
قرار است شجريان كنسرت های ديگری در آمستردام و آنتورپ هلند وسپس در تهران برگزار كند.
صداي استاد محمد رضـا شجـريـان هشتم تا دوازدهم آذر در تالار بزرگ ايـران طنين انداز مي شود.
حسين عليزاده به عنوان نوازنده تـار , كيهان كلهر به عنوان نوازنده كمانچـه و همايون شجريان به عنوان نوازنده تنبـك در اين كنسرت استاد محمد رضا شجـريـان را همـراهـي ميكنند.
همايون شجريان علاوه بر نوازنـدگـي , هچون گذشته پدر را در اواز نيـز همـراهـي ميكند .
هـر شـب 3 هـزار نـفـر ميتوانند براي بهره مندي از اين برنـامـه در تالار وزارت كشور در ميدان فاطمي تهران حضور يابند.
بليط هاي اين كنسرت از چهارشنبـه در پايگاه اطلاع رساني دل آواز در شبكه جهاني اينترنت رزرو مي شود و از يكشنبـه هفـتـه آينده در گيشه تالار وحدت به قيمت از 8 تا 20 هزار تومان به فروش مي رسد.
استاد شجريان هم اكنون مشغول اجراي همـيـن كنسرت در كشـورهـاي آلمـان , انـگلـيـس , اسپانيا و بلژيك است .
بخش نخست اين كنسرت كه در آواز ابوعطا اجرا مي شود؛ علاوه بر بداهه نوازي" حسين عليزاده" و آواز "محمد رضا شجريان" قطعاتي جديد از ساخته هاي" حسين عليزاده" و يك تصنيف قديمي بر روي شعر مولانا اجرا مي شود ؛ همچنين قرار براين است در قسمت دوم قطعه هايي براساس مايه هاي" آواز بيات ترك" و "آواز افشاري" ،" مقدمه روح الارواح" ساز و آواز ،چهارمضراب و آواز ،" اجراي يك تصنيف قديمي ، آواز افشاري ، قطعه" رقص زار " همراه با آواز ، ساز و آواز و" دستي افشان" با شعري از سهراب سپهري تقديم علاقمندان مي شود.
قطعات جديد" بزن آن زخمه" در آواز دشتي ، "چهار مضراب ، رقص زار" و دستي افشان كه همگي از ساخته هاي استاد حسين عليزاده است كه در كنار تصانيف قديمي مكمل اين برنامه خواهند بود.
کنسرت استاد "محمدرضا شجریان" به همراه "کیهان کلهر"،"حسین علیزاده" و "همایون شجریان" در آذرماه امسال در تهران برگزار می شود.
کنفرانس خبری این کنسرت در روز 23 آبان ماه ساعت 11 صبح برگزار می شود.
پیش از این ، این 4 نفر در دی ماه سال گذشته به مناسبت واقعه بم به اجرای قطعات موسیقی ایرانی پرداختند که با استقبال بی نظیر مردم روبرو شد.
برای سه نفر از خوانندگان وبلاگ (به قید قرعه) بلیط شرکت در کنسرت تهیه می شود . درخواست خود را لطفا فقط از طریق ایمیل celecomp@gmail.com اعلام نمایید.لطفا مشخصات کامل و درصورت تمایل شماره تماس خود را ذکر بفرمایید.
به نا امیدی از این در نرو بزن فالی ..........
نتیجه قرعه کشی روز یکشنبه ۲۹/۸/۸۴ اعلام می شود.
رئيس انجمن هنرمندان ميراث فرهنگي گفت: پس از ديدار با " استاد شجريان" برنامه هاي خود را براي باغ هنر بم اعلام مي كنيم.
«اميد شريف موسوي» رئيس انجمن هنرمندان ميراث فرهنگي در گفت وگو با خبرنگار فارس با بيان اين مطلب گفت: پروژه باغ هنر بم كه با زحمات و تلاش هاي «استاد محمدرضا شجريان» به اينجا رسيده است، نبايد متوقف شود.
وي افزود :«استاد شجريان» نه تنها پايه گذار اين حركت تاريخي است بلكه موجب شد با موجي كه از حمايت هاي هنرمندان رشته هاي مختلف براي حفظ بخشي از ميراث فرهنگي كشورمان پديد آمد، وظيفه اي كه تمامي هنرمندان و اهالي فرهنگ نسبت به جامعه كشور و ميراث گذشتگان دارند دوباره زنده شود.
موسوي با اعلام آمادگي انجمن هنرمندان ميراث فرهنگي براي هرگونه همكاري در اين پروژه اظهار داشت: همان گونه كه از ابتداي اين اقدام حمايت خود را با صدور بيانيه اي اعلام كرديم ،هم اكنون نيز اعلام آمادگي كامل انجمن و تمامي اعضا را بر سهيم بودن در اين حركت ملي تأكيد كرده ايم، موج ايجاد شده براي به نتيجه رسيدن اين پروژه به فراموشي سپرده نشود.
رئيس انجمن هنرمندان ميراث فرهنگي در خاتمه خاطرنشان كرد: انجمن از تمامي هنرمندان رسانه ها و متوليان فرهنگ و هنر كشور براي مشاركت در اين طرح تاريخي دعوت به عمل مي آورد.
علاقه مندان موسیقی ایرانی، شب های پانزدهم و هفدهم آبان در لندن،شاهد اجرای کنسرت یکی از اسطوره های آوازایرانی،محمد رضا شجریان بودند؛ به همراه گروه حیرت انگیزش،شامل حسین علیزاده و کیهان کلهر- دو استاد موسیقی ایرانی - و همایون شجریان - که در این سال ها با صدای گرمش دارد پا جای پای پدر می گذارد.
اجرای اول در کلیسای سنت جان و اجرای دوم در کوئین الیزابت هال- که پس از "آلبرت هال" و تالار فعلاًتعطیل شده "رویال فستیوال "،مهمترین سالن اجرای موسیقی در لندن محسوب می شود- برگزار شد و مورد استتقبال گسترده تماشاگران ایرانی و علاقه مندان انگلیسی قرار گرفت.
همراهی فرخنده محمد رضا شجریان وحسین علیزاده - پس از سال ها دوری و جدایی- در این سال ها اکنون بهترین سال های فعالیت هر دوشان را رقم می زند:هر دو پس از چند دهه فعالیت مستمر، به پختگی و استادی قابل ستایشی رسیده اند و عجیب این که درآثار اخیرشان کامل کننده یکدیگر به نظر می رسند؛ به خصوص که همراهی کیهان کلهروهمایون شجریان هم گروه بی نقصی تشکیل داده که چند آلبوم و کنسرت طراز اول و به یاد ماندنی را بر صفحه تاریخ موسیقی ایرانی ثبت کردند: ازآلبوم بی نظیر "بی تو به سر نمی شود"- که به گمانم اوج کارشان است- تا کنسرت به یادماندنی "همنوایی با بم".
بر خلاف گمان قبلی ،کنسرت لندن اجرایی از همنوایی با بم نبود و تماشاگران شاهد کار تازه ای از گروه بودند؛ یک اثر شنیدنی - در حال و هوا و- کامل کننده آلبوم های قبلی- فریاد و بی تو به سر نمی شود این نیمای موسیقی ایرانی - که کماکان نوجویی و پختگی سازنده اش را به رخ می کشند- به خصوص "بزن آن زخمه" با شعر شفیعی کدکنی که نقطه اوج کنسرت بود.
حسین علیزاده با تک نوازی جادویی تارش ،آغازگر کنسرت بود که با شعر درخشانی ازعطار و تک خوانی حزن انگیز شجریان،شنوندگان را به سکوت اسرار آمیزی دعوت می کرد. تصنیف "رو سر بنه به بالین"اجرای غریبی از این اثر درخشان مولانا بود که فرصت مناسبی را برای به رخ کشیدن توانایی های خواننده مهیا می کرد،همین طور هماهنگی و یکدستی گروه که قابلیت های هر یک را به روشنی نمایان می ساخت. غزل حافظ فضا را مهیاتر کرد برای بهترین قطعه کنسرت:" بزن آن زخمه".موسیقی علیزاده به طرز حیرت انگیزی کامل کننده این شعر شفیعی کدکنی بود و تجربیات قبلی در همخوانی و استفاده از سکوت،دراینجا کامل و بی نقص به نظر می رسید. هماهنگی فرم و محتوا نقطه قابل توجهی بود که مثلاً استفاده های مدرن از سکوت،با محتوای شعر هم همخوانی داشت[بیت "هر چند در این کاسه تنبور نمانده است صدایی "همراه بود با سکوت نوازندگان و صدای کشیده و بعد مکث خواننده].همین طور همخوانی همایون شجریان - که دراین کنسرت، جدای از نوازندگی قابل تحسینش،فرصت چندانی برای نمایش توانایی هایش در خوانندگی نداشت- در این تصنیف در اوج به نظرمی رسید.
بخش دوم کنسرت اما کمتر از بخش اول موفق بود.شروع این بخش با آواز بیات ترک و شعری از حافظ ،جدای از توانایی های هر یک از اعضا در اجرا- ویژگی همیشگی گروه- نکته تازه ای نداشت،تا تصنیف قدیمی "سلسه مو"که باز فرصتی را برای تجربه و نو آوری مهیا می کرد. انتخاب یک غزل شگفت انگیز دیگر از عطار ،همراهی کننده موسیقی متکامل این بخش بود تا قطعه نهایی دستی افشان با شعر سهراب سپهری که کماکان مشکل قدیمی عدم تطابق موسیقی ایرانی با شعر نو را به رخ می کشید[به قول بروشور همین کنسرت:"ازدواج موسیقی ایرانی با شعر کلاسیک فارسی کماکان بسیار محکم تر است."!] کوشش های علیزاده در چند آلبوم و قطعه - از جمله در همین قطعه که مثلاً با بیت "در تو شود خاموش"به خوبی حس خاموش شدن را به وجود می آورد- یا خود شجریان- در مثلاً "قاصدک"- قابل ستایش است،اما عجیب این که کماکان حال و هوای موسیقی ایرانی و دستگاه های آن کاملاً با شعر کهن فارسی - به خصوص قالب غزل - همخوان است.
بر خلاف سنت همیشگی ،"مرغ سحر"پایان بخش کنسرت نبود و گروه ترجیح داد تصنیف قدیمی "دوش دوش" را به عنوان حسن ختام اجرا کند،در حالی که شاید تماشاگران بیش از همیشه در انتظار مرغ سحر بودند.
محمد عبدی - روز

استاد محمدرضا شجريان و پسرش همايون همراه با حسين عليزاده و کيهان کلهر پس از دو سال بار ديگر به لندن آمدند تا با اجرای آثاری از موسيقی سنتی ايرانی سفر هنری خود را به اروپا آغاز کنند.
اين چهارتن در کنسرتی با عنوان "استادان موسيقی ايرانی"، يکشنبه شب (ششم نوامبر) در کليسای سنت جان و سه شنبه شب در تالار ملکه اليزابت به اجرای برنامه پرداختند.
اين برنامه در دو قسمت برگزار شد که بخش نخست با تکنوازی تار حسين عليزاده در دستگاه چهارگاه آغاز گرديد و سپس با پيوستن بقيه اعضای گروه به او با اجرای قطعات سازی و آوازی در مايه های بيات کرد و دشتی و شور ادامه يافت که شامل تصنيفها و آوازهايی با اشعاری از مولانا و عطار و حافظ می شد.
بخش نخست برنامه با تصنيفی پايان يافت که شعر آن را محمدرضا شفيعی کدکنی، شاعر و اديب معاصر سروده بود.
در بخش دوم برنامه نيز قطعاتی در بيات ترک و افشاری نواخته و خوانده شد که اشعار آوازها و ترانه های اين بخش هم از حافظ و سعدی و عطار بود اما اين بخش نيز همچون بخش نخست با تصنيفی پايان يافت که روی سروده ای از يکی از شاعران نامدار معاصر ساخته شده بود و اين بار کلام سهراب سپهری بود که در شبستان کليسای سنت جان طنين انداز می شد:
دستی افشان تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد؛
هر قطره شود خورشيدی
باشد که به صد روزن نور
شب ما را بکند روزن روزن ...
اين ترانه نمونه ديگری بود از تلاش ديرينه موسيقيدانان ايرانی برای گنجاندن شعر نو پارسی در قالبهای کهن موسيقی ايرانی و با وجود اجرای قوی محمدرضا شجريان و همنوازانش، نشان داد که شعر نو و موسيقی کهن برای همجوشی در يکديگر هنوز راه درازی در پيش دارند.
کنسرت استادان موسيقی ايرانی در لندن، نمونه ای بود از اجرای موسيقی اصيل ايرانی در سنتی ترين و قالبی ترين شکل خود و با پايبندی کامل به رديف موسيقی ايرانی که همان گونه که از نام کنسرت بر می آمد و از اعضای ارکستر انتظار می رفت، در درجه کمال خود اجرا شد و استقبال مشتاقانه مخاطبان را همراه داشت.
در تالار بزرگ کليسای سنت جان حدود هفتصد نفر به تماشای هنرنمايی "استادان موسيقی ايرانی" نشستند که برای موسيقی سنتی ايرانی، آن هم در لندن رقم قابل توجهی است، هرچند شمار غيرايرانيان در ميان جمعيت اندک بود و در ميان ايرانيان نيز ميانسالان اکثريت داشتند.
اما اگر در اين کنسرت به دنبال اين بگرديم که به کارنامه هنری اعضای ارکستر چه افزوده است، به نتيجه چندانی نمی رسيم.
در نوای تار حسين عليزاده آن طنين شاخص و منحصر به فرد که از تارنوازی صاحب سبک و نوپرداز انتظار می رفت شنيده نمی شد.
عليزاده که زمانی چند زخمه او بر تار کافی بود تا صاحب صدا را به هر هنرجوی نوآموز تار بشناساند اين بار صدايی که از سازش بر می خاست می توانست صدای ساز هر تارنواز زبردست ديگری باشد، نه لزوماً نوازنده ای که عنصر تکنيک را در تارنوازی به اوجی دست نيافتنی رسانده و "شورانگيز" و "ترکمن" از او شنيده شده باشد.
سالها پيش حسين عليزاده هرگاه روی صحنه می رفت، در ميان همنوازانش حرف اول را می زد اما اين بار تارنوازی اش زير سايه کمانچه نوازی کيهان کلهر جلوه چندانی نداشت.
در مورد محمدرضا شجريان نيز هرچند خبری از سخنی تازه و حرفی نو در آواز ايرانی نبود اما ويژگی کنسرت را بيش از هر چيز ديگر می توان در همخوانی او با پسرش همايون سراغ کرد که علاوه بر نواختن تنبک پدر را در جايجای تصنيفها همراهی می کرد و بدون اغراق صدايش را در ترانه خوانی بزحمت می توان از پدر تشخيص داد.
همخوانی محمدرضا و همايون شجريان در تنظيم ترانه های برنامه برای ارکستر جايگاه قابل توجهی داشت و نشان می داد که اگر موسيقيدانان روی اين شيوه از اجرای تصنيفهای ايرانی سرمايه گذاری بکنند می توانند باب تازه ای بسوی نوآوری در آوازخوانی و ترانه خوانی بازکنند.
شايد باب اين نوآوری را که دوستداران آواز ايرانی سالهاست از نبود آن نالانند بتوان در اين ترفند يافت که در هماواييها به جای اينکه صدای يک خواننده پژواک ديگری باشد، همچون موسيقی غربی، دو خواننده نغمه ها را در فاصله های صدايی متفاوت از يکديگر اجراکنند.
صدای تلنگری کم جان و بسيار کوتاه و گذرا از اين ترفند را در گوشه هايی از هماوايی محمدرضا و همايون شجريان در لندن می توان شنيد.
البته اين را نبايد از نظر دور داشت که استادان موسيقی ايرانی معمولاً کنسرتهای خود برای مخاطبان خارج از ايران را جولانگاه مناسبی برای نوآوری و بدعتگذاری نمی دانند و ترجيح می دهند که برگه های تازه خود را در داخل ايران و در حضور ديگر نام آوران موسيقی رو کنند و کنسرتهای خارج از کشور را صرف سيراب کردن تشنگی ايرانيان دور از وطن از نغمه های سرزمين پدری شان کنند.
کنسرت "استادان موسيقی ايرانی" با از اين لحاظ تجربه ای کاملاً موفق بود و اقبال ايرانيان لندن بسی بلندتر از ايرانيان در وطن مانده بود که به دليل خودداری آقای شجريان از اجرای برنامه در تالارهای کشورش بندرت ممکن است تماشاچی اجرای موسيقی، آن هم با حضور نوازندگانی همچون حسين عليزاده و کيهان کلهر باشند.
بارزترين شاهد استقبال جمعيت از اين کنسرت اين بود که تشويق آنان در پايان برنامه اعضای ارکستر را واداشت تا روی صحنه بمانند و ترانه ای قديمی منسوب به علی اکبر شيدا را با اجرايی بسيار زيبا در مايه افشاری به مخاطبان تقديم کنند.

اگرچه در اجرای نخست گروه در لندن، انتخاب شبستان کليسای سنت جان با وجود تمام شهرت و اهميتی که در تالارهای موسيقی شهر دارد برای اجرای موسيقی سنتی ايرانی که نوازندگان و خوانندگانش معمولاً فروتنانه روی زمين می نشينند، انتخاب چندان مناسبی نبود و مسطح بودن تالار مانع از اين شد که لذت بصری، آن گونه که بايد لذت شنيداری را همراهی کند.
مهرداد فرهمند بی بی سی
درحالي که شرکت دل آواز به نقل از استاد شجريان خبر کنسرت ايشان براي جمع آوري کمکهاي مردمي به منظور تکميل پروژه باغ هنر بم را تکذيب کرده است خبرگزاري مهر و ميراث فرهنگي از اجراي کنسرت کلهر وعليزاده به همراه استاد شجريان خبر دادند. بر پايه اين خبر کيهان کلهر و حسين عليزاده از هشتم آذر ماه به مدت 6 شب کنسرتي را در تهران برگزار خواهند کرد که البته محل برگزاري و جزييات اين کنسرت بطور دقيق مشخص نشده است . گفته شده است که در اين کنسرت همايون شجريان گروه را همراهي نميکند.
استاد " محمد رضا شجريان " ، از روز 8 آبان ( 30 اكتبر ) در شهرهاي مختلف اروپايي به اجراي كنسرت خواهد پرداخت.
به گزارش خبرنگار گروه هنر ايلنا ، اين هنرمند برجسته موسيقي ايران ، روز جمعه آينده ، تهران را به مقصد بارسلونا ترك ميكند.
استاد شجريان قرار است ، در طول اين سفر دوره اي ، علاوه بر بارسلونا ، در شهرهاي" لندن"،" استكهلم"،" كلن" و" لوراخ" نيز برنامه داشته باشد.
از نكات قابل توجه در برگزاري اين كنسرت ها اجراي قطعات جديدي از سوي اين هنرمند است كه براي نخستين بار خوانده ميشود.
استاد شجريان در اين رابطه به خبرنگار ايلنا گفت : علاوه بر آهنگ هاي جديد ساخته شده ، دو تصنيف از آثار قدما را نيز اجرا خواهيم كرد كه كمتر شنيده شده است.
براساس اين گزارش ، در اين سفر" حسين عليزاده" ،" كيهان كلهر" و" همايون شجريان" به عنوان نوازنده حضور دارند.
استاد محمد رضا شجريان پس از كنسرت هم نوا با بم ، هنوز هيچ كنسرتي در ایران اجرا نكرده و وقت خود را صرف پيشبرد پروژه باغ هنر بم كرده است.