در آستانه برگزاري بيست و چهارمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر، محمدرضا شجريان به تماشاي اجراي اپراي رستم و سهراب به كارگرداني بهروز غريب پور نشست.
به گزارش ايلنا به نقل از روابط عمومي جشنواره تئاتر فجر، در اين ديدار پس از پايان اجراي اپرا، شجريان ضمن تحسين اين اثر ارزشمند هنري به گفتگو با عوامل و دستاندركاران اين نمايش پرداخت.وي با اشاره به ابعاد و زواياي اين نمايش، خلق و آماده سازي چنين اثر هنري را در كشور در خور توجه خواند.اپراي رستم و سهراب از جمله آثاري است كه در بخش منتخب توليدات منتخب سال 84 جشنواره بيست و چهارم تئاتر فجر حضور دارد و هر روز از ساعت 19 در تالار فردوسي اجرا مي شود.
اين نمايش كه بهروز غريب پور كارگرداني، نويسندگي، طراحي صحنه و طراحي پوستر آن را خود بر عهده دارد، توليد مشترك اداره كل هنرهاي نمايشي، بنياد فرهنگي هنري رودكي، ماريونتن تئاتر وين اتريش است كه موسيقي آن توسط لوريس چكناواريان ساخته شده است.
اپراي عروسكي رستم و سهراب از جمله آثار نمايشي است كه با اقبال چهرههاي صاحب نام رو به رو شده است و تاكنون علاوه بر محمدرضا شجريان، چهره هاي زيادي از جمله سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور پيشين و بيش از 25 سفير از كشورهاي مختلف اروپايي و آسيايي به تماشاي آن نشسته اند.
نوازنده تار و استاد دانشگاه عصر ديروز در نشست پژوهشي موسيقي رديف دستگاهي كه در خصوص موسيقي آوازي در سالن رودكي برگزار شد، با بيان اين مطلب گفت: متاسفانه امروزه هر كدام از جوانان كه وارد عرصه آوازخواني ميشوند، فقط به يك شيوه اتكا ميكنند. در صورتي كه ما در كشورمان خوانندگاني چون «قوامي»، «بنان»، «ابراهيمي» و «شجريان» را داشته و داريم كه هر كدام سبكها و شيوههاي مختلفي را ارائه دادهاند. استاد «محمدرضا شجريان» در اوج آواز ايران قرار دارد كه خود با تجربه شيوه هاي مختلف، يك سبك را برگزيد. هم اكنون نيز جوانان زيادي به تقليد از او آواز مي خوانند.
وي ادامه داد: تقليد از استاد خوب است اما بايد به مروز زمان هر كس به نسبت صداي خود و تواناييهاي صدايي كه دارد، شيوه مخصوص خودش را انتخاب كند.
بنا به اين گزارش، پس از صحبتهاي «داريوش پيرنياكان »، «احمد ابراهيمي » خواننده و استاد دانشگاه به شناسايي «عارف قزويني» پرداخت و گفت: بايد اسم «عارف قزويني »را شاعر انقلاب گذاشت چرا كه او سراينده ترانه جوانان انقلاب بوده است. من روزگاري پيش به قزوين جايي كه عارف آنجا را كشور خود مي دانسته، رفتم اما متاسفانه هيچكس او را نمي شناخت و اطلاعي از او نداشت حتي به كتابخانه اين شهر هم رفتم باز هم او را نمي شناختند.
اين خواننده در پايان صحبتهاي خود گفت: هر كسي بايد به شيوهاي آواز بخواند كه مربوط به خودش است، اما متاسفانه همه دنبالروي «شجريان» هستند.
در پايان اين جلسه «احمد ابراهيمي» به همراه «حكمت آرا» نوازنده عندليب، «شفيعي» نوازنده سنتور و «تربتي» نوازنده تنبك به اجراي قطعاتي از «عارف قزويني » و چند مثنوي پرداختند.
محمد رضا شجريان، حسين عليزاده، كيهان كلهر و همايون شجريان به دليل عدم هماهنگي پيش از محرم در اصفهان و شيراز كنسرت برگزار نميكنند.
به گزارش ميراث خبر ماه گذشته پس ازاستقبال كم نظير از كنسرت استادان موسيقي ايراني و علاقه به اجراي زنده اين گروه كه مردم را از شهر هاي مختلف ايران به پايتخت كشانده بود، اعضاي گروه به اين فكر افتادند كه در دو شهر اصفهان و شيراز كنسرتهايي را اجرا كنند. اما با وجود اين كه روز هاي پاياني دي فرا رسيده هيچ خبري از برگزاري كنسرت نيست .
حميد رضا نوربخش مدير اجرايي كنسرتهاي اخير شجريان عدم هماهنگي، آغاز تور كنسرتهاي خارجي گروه و نزديك بودن ماه محرم را علت لغو اين برنامه دانست:« من به عنوان هماهنگ كننده اين كنسرتها 20 روز زمان ميخواستم تا شرايط لازم را در شهرستانها فراهم كنم. اما متاسفانه اين زمان وجود نداشت و نتوانستيم براي اجرا آماده شويم. »
شنيدههاي قبلي حاكي از اين بود كه شجريان تصميم دارد بعد از پايان ماه محرم و صفر كنسرت ديگري در تهران برگزار كند. اما نوربخش زماني را براي كنسرتهاي بعدي شجريان مشخص نكرد.
استاد شجريان، استاد عليزاده استادکلهر و همايون در هفتههاي آينده تور كنسرتهاي خود در آمريكا را برپا مي كنند.
با سلام به همه خوانندگان عزیز این وبلاگ
علی رغم گذشت چند ماه از شروع بحثهایی پیرامون مقایسه استاد شجریان و خوانندگان دیگری که در مقاطع کوتاهی کارهای نسبتاٌ خوبی ارایه نموده اند تمام سعیم بر این بود که در این دام گرفتار نشوم و نشدم . اما اینک به احترام یکی از خوانندگان همیشگی وبلاگ مطلبی را که ایشان برایم فرستاده در وبلاگ قرار می دهم . امیدوارم در نهایت این بحث ها برای موسیقی ما مفید باشد . که اینجانب به این موضوع خوشبین نیستم.
با احترام فرشید احمدی
دفاع از همه خوبي – قسمت اول
چندين روز پيش ، وقتي كه دلم براي ساز و آواز تنگ شده بود ، و مثل هميشه در اين فضاي بي كرانه به دنبال سايت ها و وبلاگ هايي بودم كه برايم از الحان ايراني و نغمه هاي فناناشدني موسيقي زيباي ايران ميگويند ، هرگز به ذهنم خطور نمي كرد كه با www.Bazgasht.net و يا Golpa.Blogfa.com و چندين سايت و صفحه ديگر كه مشابه همين ها هستند روبرو شوم ، و ببينم كه نويسندگان ، استاد محمدرضا شجريان را به باد استهزا و ناسزا و انواع تخريب و تهمت گرفته اند و از نبود حريف سوءاستفاده كرده ، ميدان را خالي ديده اند و تيز و تك مي تازانند و يكه سواري مي كنند و هر چه كه دوستداران و هواداران ، نصيحت مي كنند ، آب است كه در هاون مي كوبيم . اينك با همكاري دوست عزيز و فرهيخته ام آقاي فرشيد احمدي كه به بنده اجازه دادند و فرصت دادند كه مطلبي بنويسم و ايشان در اين وبلاگ منتشر كنند ، مي كوشم در اين مختصر به يكايك ادعاهاي دوستانمان پاسخ دهم ... كوششم اين خواهد بود تا حد امكان از دايره ادب خارج نشوم ( كاري كه دوستان بارها وبارها انجام دادند ) و تا حد امكان صحبت هايم را مستدل بيان كنم كه قابل دفاع باشند .
1 – اولين صحبت دوستمان اين بود كه مردم نزديك سي سال است شما را تحمل مي كنند . به نظرم اين صحبت اصلا نيازي به پاسخ ندارد . محمدرضا شجريان در حوالي سال 1355 با نوشتن نامه اي به رئيس صدا وسيما به دليل وجود ابتذال و موسيقي مبتذل در اين رسانه ، از اين بخش استعفا مي كند . حتي در پاسخ مدير راديو كه ميگويد تقصير ما نيست و اين مردم هستند كه اين ترانه ها را از ما مي خواهند ، شجريان مي گويد كه سليقه مردم را نيز شما تعيين مي كنيد .شما به اين موسيقي عادتشان داده ايد ( سروش مردم ، ديدگاه ها ونظرات استاد شجريان ، به كوشش عرفان قانعي فرد ) ... از آن سال تا كنون چهره و صداي محمدرضا شجريان در تلويزيون ديده و شنيده نشده است . گاهي هم كه راديو شيطنتهايي مي كند استاد پاسخ قاطع مي دهند كه بنده اجازه پخش صدايم را نداده ام ... سوال من اينك اين است ... كسي كه در رسانه هايي چون صدا و سيما حضور ندارد ، و حتي روزنامه ها هم در سال هاي اخير ( و به طور مشخص ماه هاي اخير ) است كه به واسطه فعاليت هاي استاد شجريان پراكنده و مختصر خبرهايي از او مي نويسند ، چنين فردي چگونه خود را به جامعه تحميل می كند ؟؟؟ آيا شجريان قراردادهاي پنهاني با راديو تلويزيون بسته است كه فقط و فقط صدا و تصوير او را پخش كنند ؟ و او خود را به مردم تحميل كند ؟ يا ( با ديده انصاف ) اين مردم هستند كه مشتاق كوچكترين خبر و تحركي از شجريان هستند ؟؟؟ تنها كاري كه شجريان كرده است اين است كه نوار و سي دي منتشر كرده است ... آن هم با همان تبليغات معمول و رايج ، يعني پوستري كه در فروشگاه ها زده مي شود ، اگر مردم از اين آلبوم ها استقبال مي كنند ، شما اسم اين را تحميل مي گذاريد ؟؟؟ كما اينكه در تمام اين سالها صدا و تصوير آقاي گلپايگاني نيز هيچگاه از راديو و تلويزيون پخش نشد ، و البته ايشان در چندين سال گذشته برخي آثاري با شركت آواي نوين اصفهان كه مركز پخش آن استريو تومبا در خيابان آمادگاه اصفهان است كار كرده اند ... يعني شرايط تقريبا مساوي با استاد شجريان ... باقي ماجرا را خودتان قضاوت كنيد ... ادعاي تحميل ادعاي پوچي است .
2-صحبت ديگر دوست ما ، شكايت از بليط هاي گران كنسرت اخير استاد بوده است ... و ايشان به همين ادعا گفته اند كه محمدرضا شجريان حق ندارد ذيل امضايش بنويسد خاك پاي مردم ايران ... زيرا او خاك پاي فقط آن دسته از مردمي است كه پول كنسرت مي دهند ... خوب ... اين بحثي است كه به تازگي شمار زيادي از دوستاني كه كمتر آگاه هستند ( از جمله بازگشت دات نت كه به شدت مي انديشد كسي نظير او در فلسفه و معرفت نيست ) پيش كشيده اند ... اولا ... سوال اين است كه آيا استاد شجريان به اين پول ها ، نياز دارند ؟ صحبت از ثروت استاد را دوست ندارم ، اما چاره اي نيست .آنها كه استاد را دوست دارند و از نزديك توفيق ارتباط داشته اند ، مي دانند كه حدود زندگي ايشان چگونه است ... آيا چندين ميليون پولي است كه استاد بخواهد از مردم بگيرد و با آن زندگي بگذراند ؟ استاد شجريان در حال حاضر يكي از معدود هنرمنداني هستند كه شركت فرهنگي هنري دل آواز ، يعني شركتي كه متعلق به خود ايشان است و هم در ايران و هم در ونكور كانادا ثبت شده است ، آثار ايشان را منتشرميكند . دخترشان خانم مژگان شجريان طراح و گرافيست خوش قريحه اي هستند كه كار طراحي جلد و داخل جلد آلبوم ها را بر عهده دارند ( به اسامي داخل آلبوم نگاهي بيندازيد ) و برخي طراحي هاي ايشان واقعا زيبا و چشم نواز هستند . ( رجوع به پوستر اثر فرياد ) ... شركت دل آواز همواره بهترين كيفيت را در ارائه آلبوم هايش رعايت كرده است و تقريبا هميشه متن اشعار و توضيحات كامل در جلد كاست و اكثر سي دي ها موجود است (رجوع به سي دي مجموعه هاي فرياد – بي تو به سر نمي شود و ... ) كه البته جنين چيزي در آثار كمتر هنرمندي ديده مي شود و در كاست هاي سال هاي اخير آقاي گلپايگاني نيز نبوده است ... آيا اين شخص ،به پول محتاج شده است ؟؟؟ و اصلا از خير اين سوال بگذريم ... چرا استاد ناگهان در سال 1384 به پول محتاج شده اند ؟گنجشان به آخر رسيده است ؟ آيا استاد مي توانست يا نمي توانست كه در تمام اين سال ها كنسرت بگذارد و پول فراواني را از فروش بليط عايد خود كند ؟ اما توجه خوانندگان گرامي را به اصل مطلب سوق مي دهم و آن اينكه اولا تا كنون مبلغي بالغ بر سيصد ميليون تومان در پروژه باغ هنر بم از حساب آقاي محمدرضا شجريان هزينه شده است ... كه تمام مردم بم مي توانند شهادت دهند ... و عكس ها و بروشورهاي اسكلت بنا موجود است ... و در سايت دل آواز نيز گزارش سفرهاي استاد به بم قابل مطالعه است ... پس استاد محتاج و نيازمند پول نبوده است ... نكته ديگر اينكه سالن وزارت كشور ، هر شب مبلغ هشت ميليون تومان اجاره دريافت مي كند . شش شب كنسرت مي شود چهل و هشت ميليون تومان ... نيروي انتظامي تهران بزرگ نيز مبلغي در حدود چهل يا پنجاه ميليون تومان بابت سر و سامان دادن اوضاع ترافيكي كه به خاطر برگزاري كنسرت به هم مي ريزد دريافت مي كند . به گفته يك مقام مسئول نيروي انتظامي بالغ بر 500 نيروي جديد و اتومبيل را بايد در شبهاي كنسرت به كار بگيرد ... والبته پول مي گيرند ديگر ... بهانه هم هست ... اين ها را جمع كنيد چه قدر شد ؟؟؟ حضرات صدابردار صحنه ، و آقايان فيلمبردارها كه فكر كنم بالغ بر 6 نفر بودند نيز پول دريافت مي كنند . هزينه هاي چاپ پوستر و بليط و هزار چيز ديگر را حساب كنيد ... بالاخره بعدا قرار است نوار و سي دي تصويري اين كار منتشر شود ... دستمزد آقايان استاد حسين عليزاده و آقاي كيهان كلهر را نيز گويا كاملا فراموش كرديد ، درست كه هنرمند و هنردوست هستند و اهل دل ، اما مطمئن نيستيم كه براي گذران زندگي شان ار خير پول گذشته باشند ... خير ، فراموش نكنيد ... ( اگر همايون به رسم پدر و پسري كه امروزه رسم بي معنايي شده است پولي نخواهد ) ... و تازه منصف باشيم ... شما فقط اشاره به بليطهاي بيست هزارتوماني مي كنيد ... چرا سفسطه مي كنيد ؟؟؟ بگوييد و بگوييم كه تنها چهار يا پنج رديف اول سالن بليط بيست هزار توماني بود ... بليط ها از هشت هزار تومان موجود بودند تا بيست هزار تومان ... در قيمت هاي هشت ، ده ، دوازده ، پانزده ، هجده و بيست هزار تومان شما مي توانستيد بليط بخريد ... اكثر صندلي ها بليطي كمتر از بيست هزارتومان داشته اند ...آيا هشت هزار تومان امروزه مبلغ هنگفتي است ؟؟؟ يك كتاب رمان يا ديوان حافط نفيس امروزه قطعا ده هزار تومان است ... و اما نكته اصلي اينكه آنان كه قدر گوهر هنر را مي دانستند حتي حاضر شدند كه دويست هزار تومان بپردازند و در اين برنامه هم باشند ... لطفا نگوييد كه حتما پول دار بوده اند ... من آنجا بودم و ديدم كه بسياري از آنها كه بليط هشتاد هزارتوماني بازارسياه را خريدند پول دار هم نبودند .. دانشجوياني بودند كه بعضا كتاب خود را فروخته بودند ... اما استاد را دوست داشتند ... شما كاسه داغ تر از آش هستيد ؟؟ و شما را به خدا نگوييد كه پول هاي بازار سياه را هم استاد شجريان مي گيرد ... مگر استاد با چند نفر دلال مي تواند قرارداد ببندد .. هر كجاي دنيا و همين جا در ايران نيز هميشه بازار سياه راه مي افتد ... دست خود شخص برنامه گذار نيست ... هم شما ميدانيد و هم من ...
3 – ادعاي زن بارگي و زن بازي و هوس بازي نيز مطرح شده است كه به خاطر بي اطلاعي دوستان و يا شايد حجب و حيا ،تاكنون درست مورد بحث قرار نگرفته است ... فكر كنم حالا ديگر براي اين يكي جواب خوبي داشته باشم .. در شبي كه من براي كنسرت به تهران آمدم ، همسر اول استاد شجريان كه دقيقا با خود استاد همسن هستند با يك چهره بشاش و خنده رو ، و البته با تحمل زحمتي كه براي راه رفتن مي كشيد ، در سالن حضور داشتند و با فاميل و آشنايان خوش و بش مي كردند ... اين به نظر شما چه معني مي دهد ؟؟؟ ببينيد عزيز دل من ... هوس باز كسي است كه نمي تواند روابط خود را يك زن محدود كند و در ازدواج هم دچار مشكل مي شود و خلاصه همه ما معناي آن را مي فهميم ... آيا شما هيچ مي دانيد كه استاد شجريان با همسر اول خود سي سال زندگي مشترك داشته اند ؟؟ هنوز پدر و مادر بسياري از ما كه در بيست و چند سالگي هستيم ، سي سال با هم زندگي مشترك نداشته اند ... ضمنا استاد هرگز دو همسر نداشته است ... از همسر اول جدا شده اند و با خانم ديگري ازدواج كرده اند ... چرا تلاش مي كنيد كه علت طلاق آن دو نفر را هوس و شهوت و اين ها معرفي كنيد ؟ چرا يك درصد احتمال ندهيم كه خود همسر استاد تقاضاي جدايي داشته اند ؟؟ بالاخره استاد شجريان گفته اند كه روزي هشت يا نه ساعت تمرين دارند و بيشتر وقتشان صرف آواز مي شود ... شايد همسر ايشان تحمل اين شرايط را نداشته است ؟ هان ؟ يا شايد هزاران دليل ديگر داشته است كه اين ها بعد از سي سال خواسته اند از هم جدا شوند ... چرا كسي كه از همسرش جدا مي شود لياقت استادي ندارد ؟؟؟ اين حكمي از روي انصاف نيست ... و ديگر اينكه ، دوستانمان در بازگشت و ساير سايت ها مطرح كرده اند كه استاد با يك مانكن نمي دانم جوان فرانسوي و غيره ازدواج كرده اند ... اين صحبت هاي از روي فشار جواني است ... آن خانم ايراني هستند ... فرانسوي يا كانادايي يا .. نيستند ( خانم كتايون خوانساري ) ... مانكن هستند يا نه من نمي دانم اما مي دانم چهارده ساله شان نبوده كه استاد با ايشان ازدواج مي كنند ... ايشان خودشان از ازدواج اولشان صاحب فرزند پسر بزرگسال بوده اند و از آن زندگي راضي نبوده اند و طلاق گرفته اند ... شما به اين مي گوييد مانكن چه مي دانم هجده ساله فلان و بهمان ؟؟؟!!!!! و استاد البته با اين كارشان ، ضمن اينكه شايد عاطفه و روح خود را آرام كرده اند ، پايگاهي نيز در خارج از كشور براي برنامه كنسرتها و ساير امور ايجاد كردند ... و بسياري اهداف ديگر كه توسط ايشان دنبال مي شود ... شجريان ، پسر شانزده ساله نپخته اي نيست كه اين وصله ها را به او بچسبانيد ... او ميراث دار يك فرهنگ است ... نادانسته تهمت زن بارگي و هوسراني و شهوت بازي و مانند اين به كسي ندهيد كه در اينصورت ما مي توانيم به حيطه زندگي خصوصي آقايان ديگر و از جمله آقاي گلپايگاني وارد شويم ... حداقل قضيه اين است كه استاد شجريان را كسي تا كنون در كاباره و كافه و كلوپ و مانند اين ها نديده است ... نمي گويم هركس به اينجاها رفت فاسد است ... قصدم اين است كه زياده گويان دست از زياده گويي بردارند و متوجه باشند كه دلايل ما نيز محكم و قابل اعتناست.
4- اين نوشته بسيار طولاني شد ... هميشه گفته اند كه ساختن سخت است ، اما تخريب كردن در چشم به هم زدني امكانپذير است ... اينقدر دوستانمان تهمت و ناسزا و افترا گفته اند كه پاسخ مبسوط و منطقي به همه آنها حجم زيادي از نوشته را طلب ميكند ... اين قسمت را به عنوان آخرين بخش اين مقاله مي نويسم و ادامه مبحث ها را در قسمت دوم همين مقاله خواهم نوشت ... مطلب ديگري كه دوستان در وبلاگ گلپا بيان كرده اند مطلبي است كه به طور علني تهمت محض است ... ايشان نوشته اند : آقاي شجريان ، شما در كاست هايتان در كنار اسمتان لقب استاد مي گذاريد ... با اين كارها كسي استاد نمي شود .... اين صحبت نشانه اين است كه اين دوست عزيز حتي يكي از نوارهاي استاد شجريان را نيز يكبار با دقت نديده اند ... همين الان كه اين مطلب را مي نويسم ديوار اتاق من كه مقابل چشمنانم است پر است از پوسترهاي آلوبم هاي استاد شجريان ... و طبعا نوارها و سي دي هايشان را نيز دارم ... لطفا پاسخ دهيد كي ؟ كجا ؟ و در كدام آلبوم نوشته است استاد محمدرضا شجريان ؟؟؟؟؟ چيزي كه من تا كنون ديده ام اين عبارت بود ه است ... آواز : محمدرضا شجريان .... شما شايد نوشته يكي از هوادران استاد را ديده ايد كه نوشته است استاد ، و شما فكر كرده ايد كه خود آقاي شجريان اين كار را كرده اند ... البته اينكه شجريان چگونه استاد شجريان شد ، را طي يك مقاله ديگر به طور مبسوط توضيح خواهم داد ... كه آيا اين مردمان ايران هستند كه لقب استاد را به اسم او اضافه مي كنند ؟ يا او خود را استاد مي نامد ؟ به هر حال اين حرف خنده داري بود كه نشان مي دهد به مصداق مشت نمونه خروار است ، كليه صحبت هاي شما بر پايه هيچ استدلالي نيستند ... در كدام آلبومي ايشان جلوي اسمشان عنوان استاد گذاشته اند ؟ حتي در آخرين اثر منتشر شده يعني سي دي و دي وي دي همنوا با بم نيز صرفا نوشته است آواز : محمدرضا شجريان ... استادش را ما خودمان به رسم ادب اضافه مي كنيم .... ايشان در وبلاگ گلپا نوشته اند كه " كلمه استاد را مردم بايد به هنرمند بدهند نه شركتهاي توليد كاست " ... اگر به توضيحاتم راجع به شركت دل آواز رجوع كنيد مي فهميد كه اساسا شركتهايي در كار نيستند و اين شركت خود استاد است كه آثار را منتشر مي كند .. در واقع استاد مانند آقاي گلپايگاني و بسياري خوانندگان ديگر ، حق الزحمه را از شركت پر كننده كاست نمي گيرند ... اين صحبت هاي دوستمان نشان مي دهد كه ايشان بسيار معلومات كمي نسبت به اوضاع و احوال استاد شجريان دارد ... حتي نمي داند كاست هاي ايشان كار كدام شركت هست ... و كسي به او گفته كه ايشان نام استاد را مي نويسد و او هم باور كرده است ... اگر يكبار به مغازه رفته بود و درخواست يكي از نوارهاي شجريان را مي كرد مي ديد كه نام او همرديف نام ديگر نوازندگان است و خبري از كلمه استاد نيست ... اقتضاي جان چو اي دل آگهي است / لاجرم آن كس كه آگه تر بود ، جانش قوي است . ( اين مطلب ادامه دارد )
از دوستاني كه در سايت ها و وبلاگ هاي ديگر احيانا قصد پاسخگويي يا انتقاد يا بحث سازنده و مفيد را دارند ، خواهش مي كنم كه كمي تحمل كنند تا قسمت دوم اين مقاله نيز نوشته شود ، و در پايان اظهار نظرهايشان را نسبت به كليت مطلب بيان كنند ... چون در حال حاضر مطلب من ناقص است ، و هر گونه انتقاد و موضعگيري منفي عادلانه و منصفانه نيست ... ادعاهاي ديگري چون شبيه كردن صداي استاد به صداي جيغ ، ادعاي تقليد و كپي كاري آثار قدما توسط شجريان ، ادعاي كشاندن موسيقي ايراني به دويست سال پيش و بسياري حرف هاي ديگر را به ياري خدا و حمايت شما دوستان در مطلب بعدي دنبال خواهم كرد .
امير سپهر نوربخش a_sepehr@hotmail.com
استادمحمدرضا شجريان در كنفرانسی كه در خانه هنرمندان ايران برگزار شد گفت : پس از فاجعه بم به عنوان يك فردايراني اين مسئوليت را احساس كردم كه قدمي بر دارم به همين دليل با عليزاده، كلهر، نوربخش و همايون صحبت كردم كه كنسرتي بگذاريم تا در حد خود كمك كرده باشيم و به همين دليل درآمد حاصل از آن وكمك هاي نقدي ديگر از 5 هزار تومان تا يك ميليون تومان را به حساب خاص پروژه باغ هنر بم واريز كرديم .
وي اضافه كرد: پس از چندي احساس كردم كه اين امرتنها وظيفه شخصي نيست بلكه وظيفه اي ملي است به همين دليل روش كار و ديگاهمان عوض كرديم و پروژه را به شكلي مشترك با نهادهاي صنفي و آحاد مردم پيش برديم كه دراين راستا نهادهاي صنفي، صنفي آموزشي و هنرمندان ديگر نيز بايد به باغ هنر بم كمك كنند.
استاد شجريان اضافه كرد: ما مي خواهيم با اين پروژه بم آماده شود زيرا اين پروژه ميتواند از سراسر ايران هنرجو بگيرد و مهماناني به آنجا رفت و آمد كنندو اين رفت و آمد موجب رشد فرهنگي مردم شود درهمين راستا نيز در حال حاضرمشغول تهيه سايتي براي در اختيار قرار دادن خبرهاي تازه از روند كار دوستان هستيم.
استاد شجريان افزود:بيشترين چيزي كه ما دراين پروژه به آن نياز داريم آهن و سيمان است ولي بيشتر از آن ما به افرادي نيازمنديم تا اين مصالح را با قيمت مناسب دراختيار ما قرار دهند.
وي تصريح كرد:در آينده نيز با تشكيل هيات امنايي كه اعضاي آن از شهرداري بم و انجمن بم تشكيل ميشوند مديران و اعضاي كانون هاي مختلف بم را تعيين خواهيم كرد كه خود نيز يكي از اعضاي هيات امنا خواهم بود. استاد شجريان گفت : رسانههاي خبري كشور با درج خبرهاي مستمر اجازه ندهند فاجعه بم به دست فراموشي سپرده شود.
استادشجريان با اشاره به اينكه در فکر تاسيس يك هنرستان موسيقي در بم نيز هست ادامه داد: شايد اين هنرستان به دانشكده تبديل شود و هنرهاي سينما، موسيقي و تئاتر در آن تدريس شود.
استاد شجريان در پاسخ به سوال خبرنگاري كه پرسيد نمايش فيلم بيد مجنون تمام شد پس كي هنرمندان كمك ميكنند گفت: هنرمنداني كه از چندي قبل اعلام كردند و قولهايي دادند هنوز نتوانسته اند به آن عمل كنند به نظر ميرسد آنها نيازمند شرايطي هستند كه بايد براي انها فراهم شود ولي همينكه اعلام آمادگي كردند باعث تقويت روحيه ما است.
استادشجريان در پاسخ به سوالي درباره حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: در اين مورد در ارتباطهاي آينده به نتيجه خواهيم رسيد.
استادشجريان درباره برگزاري كنسرت نيز گفت: ما قصد داريم سال آينده كنسرتهايي را در بم برگزار كنيم ولي در تهران فعلا هيچ برنامهاي براي اجراي كنسرت نداريم.
ایشان در پاسخ به سوالي كه گفته ميشود شجريان پروژه بزرگي را شروع كرده كه به پايان آن اميدي نيست گفت: اميدوارم اينجور نباشد و پروژه باغ بم فعلا سنگين و خيلي گسترده نيست. استاد آواز ايران، هزينه اين پروژه را ۴۰ميليارد ريال برآورد كرد و افزود : از اين ميزان در مرحلهي نخست چهار ميليارد ريال هزينه خواهد شد.
پروژه باغ هنر بم در زميني به وسعت ۷/۱۳ هكتار و زيربناي هشت هزار متر مربع از اسفند ماه سال ۸۲آغاز شد.
استاد شجريان پيشرفت فيزيكي اين پروژه را حدود ۵۰درصد عنوان كرد و گفت : اين پروژه ابتداد با هنرستان موسيقي آغاز شد ولي احتمالا درآينده به صورت دانشكده هنر به فعاليت ميپردازد.
استاد شجريان اضافه كرد خانه هنرمندان،خانه سينما و نهادهاي صنفي براي كمك به اين پروژه اعلام آمادگي كردند و قرارشد كه۱۰ ميليارد ريال به اين پروژه اختصاص دهند.
وي گفت كه "مجيدمجيدي" و "پري صابري" از جمله هنرمنداني هستند كه براي حمايت از ساخت اين طرح بزرگ اعلام آمادگي كردند.
استادشجريان افزود كه در صورت نرسيدن كمكهاي مردمي كارگاه تعطيل شده وبراي راه اندازي مجدد آن بايد هزينه مضاعفي متحمل شد.
وي گفت : شماري از افراد از خارج از كشور اعلام آمادگي كردند كه به دليل برخي مشكلات از جمله مسايل ارزي كمك رساني ميسر نشد.
وي ميزان كمكهاي شركت سوني و پاناسونيك را به ترتيب۳۰ و ۵۰هزار دلار عنوان كرد.
استاد آواز ايران كمك خانه موسيقي را۵۰۰ ميليون ريال ذكر كرد و افزود:
بزودي سايتي راه اندازي ميشود كه آخرين وضعيت اين پروژه اعم از پيشرفت فيزيكي و ميزان كمكها به اطلاع مردم خواهد رسيد.
استادشجريان تصريح كرد، از هيچ كدام از نهادهاي دولتي تقاضاي كمك نكرديم ولي از كمكرساني افراد حقيقي و سازمان و شركتهاي دولتي و حقوقي استقبال مي كنيم.
وي گفت : چنانچه تا سال آينده آمفي تئاتر اين پروژه آماده شود كنسرتهاي متعددي به منظور كمك به پروژه وديدار مردم ايران از بم برگزار خواهد شد.
استاد شجريان درپاسخ به اين كه برخي " پروژه باغ هنر بم" را بيشتراز نياز مردم اين شهر ميدانند،گفت:يكي از اهداف اين پروژه ورود كليه مردمايران به اين شهر است تا بدين وسيله صنعت توريست و روحيه مردم تقويت شود.
وي اظهار داشت: برخلاف عقيده برخي از افراد، وسعت اين پروژه را نسبت به جمعيت و امكان كمك رساني مردم زياد نميدانم.
وي در مورد زمان بهره برداري اين پروژهگفت:اين امر بستگي به اطلاع رساني رسانهها و كمكهاي مردمي دارد.
استاد شجريان دربارهي مساعدت صدا و سيما و همكاري او با اين سازمان گفت كه با اين پروژه براي كمك به پروژه بم از تريبون سازمان صداوسيما بايد استفاده كرد، ولي من هرگز همكاري هنري با اين سازمان نخواهم كرد.
ایشان درباره آشتي با تلويزيون و لزوم اطلاع رساني اين رسانه دربارهي باغ بم هنر بم گفت: ماميتوانستيم مسله را با سر و صداي بيشتري مطرح كنيم ولي نخواستيم اينگونه عمل كنيم.
وي از تلاشهاي كانون نويسندگان در امر كمك رساني به مردم بم اظهار بي اطلاعي كرد.
همچنين در اين مراسم دكتركاشي يكي از اعضاي اين پروژه كه به تازگي از آمريكا به ايران آمده است در خصوص انتقال پولهاي خيريه از امريكا به ايران گفت:هيچ پولي از طريق بانك به صورت خيريه نميتواند از آمريكا به ايران واريز شود و همه اينها بايد به تاييد FBI برسد همچنين NGO ها يا سازماهاي غير دولتي كه در ايران فعاليت مي كنند از نظر دولت امريكا مورد تاييد نيستند و هر شخصي كه بخواهد قصد كمك كردن به صورت خيريه داشته باشد مي تواند از طريق روابط خانوادگي خوداين پول را پرداخت كندو لازم به ذكر است دولت آمريكا پس از زلزله بم تنها به مدت 6 ماه اجازه خروج كمك هاي نقدي و غير نقدي را به ايران داده بود.
دكتر گودرزي از حاضرين در اين نشست نيز اظهار داشت: ما هيچ گونه محدوديتي در همکاري با رسانهها نداريم و تلويزوين هم ميتواند در اين زمينه كمك كند.
در ادامه ، " بهار مشيري " ، فرزند زنده ياد " فريدون مشيري " با خواندن شعري از پدرش گزارشي درباره روند پيشرفت باغ هنر بم ارائه داد و گفت : در حال حاضر ، اسكلت مدرسه تمام شده و دو قسمت ديگر در حال شكل گيري است كه ما اميدواريم ، با برگزاري چنين جلساتي بتوانيم ، كمك بيشتري را جلب كنيم و روند پيشرفت اين پروژه را تسريع ببخشيم
مشيري درباره ميزان پيشرفت اين پروژه اظهار داشت : ما در باغ هنر بم حدود 7800 متر زير بنا داريم كه تاكنون اسكلت 3200 متر از آن به اتمام رسيده است.
استادشجريان با پرهيز از پاسخ به سوال خبرنگاراني كه درباره مشكلاتي همچون برگزاري آن كنسرت در سالن وزارت كشور، شب خوابيهاي مخاطبان براي تهيه بليت، معضلات و حواشي فروش اينترنتي بليتهاي كنسرت، شايعات مختلف، قطعي برق و صدا در سالن كنسرت و ... ميپرسيدند جلسه ياد شده را به پرسش و پاسخ درباره وضعيت پروژه باغ هنر بم محدود كرد و وعده برگزاري جلسه مطبوعاتي ديگري درباره حواشي كنسرت اخير خود آن داد.
استاد محمدرضا شجريان فردا در نشستي خبري به تشريح تازهترين وضعيت باغ هنر بم ميپردازد.
وي در اين نشست از پيشرفت كار، ويژگيهاي كالبدي، ميزان مشاركت مردم و ... به رسانههاي جمعي گزارش خواهد داد.
اين نشست خبري ظهر فردا،دوشنبه ساعت 13 در خانه ي هنرمندان،سالن كنفرانس مطبوعاتي برگزار خواهد شد.
گفتني است روز گذشته "مجيد مجيدي" كارگردان سينماي ايران اعلام کرده بود هر زمان كه دفتر آقاي "شجريان" اعلام كنند ما براي برگزاري نمايش ويژه بيدمجنون براي كمك به "باغ هنر بم" آماده هستيم.
استاد شجريان هم اكنون درگير آماده كردن مقدمات كنسرت اخير خود در آمريكاست كه اواخر بهمن ماه برگزار ميشود.
مهندس خواجه نصيري مهندس پروژه باغ هنر بم نيزگفته است: ما قرار است جلسهاي با رييس "انجمن هنرمندان ميراث فرهنگي" براي كمك به پروژه "باغ هنر بم" داشته باشيم كه اين جلسه به زودي انجام خواهد شد.
"مجيد مجيدي" كارگردان سينماي ايران چندي پيش با اعلام آمادگي براي كمك به باغ هنر بم عنوان كرده بود كه قصد دارد برنامه ويژهاي با نمايش فيلم بيد مجنون با حضور پرويز پرستويي و محمود كلاري و حضور استاد شجريان داشته باشد و عوايد حاصل از اين نمايش ويژه به باغ هنر بم اختصاص يابد.
استاد شجريان که هم اكنون درگير آماده كردن مقدمات كنسرت در آمريكا ( اواخر بهمن ماه )می باشند دیروز به همرا رایان فرزند کوچک خود در ورزشگاه آزادی حاضر شدند و دیدار پرسپولیس ـ بایرن مونیخ را از نزدیک تماشا کردند.قبلا هم ایشان برای تماشای بازی دوستانه آلمان ـ ایران به ورزشگاه آزادی رفته بودند. در صورت رسیدن عکس در وبلاگ قرار خواهم داد.
و خبر دیگر اینکه : فعلا از برگزاری کنسرتهای داخلی خبری نیست و احتمالا به سال آینده موکول خواهد شد.
مريم آهنگري
سينا سرلك آبان ماه ۱۳۶۱ در شهرستان اليگودرز متولد شد. موسيقي را از دوران كودكي زير نظر پدر و با ملودي هاي بختياري شروع كرد. ۷-۶ سال بيشتر نداشت كه در سريال تلويزيوني شاخه طوبي كه آن زمان از شبكه يك سيما پخش مي شد، ترانه اي محلي خواند. پس از آن جدي تر به موسيقي پرداخت. ساز تنبك را در شهرستان اليگودرز و با حسن جزايي شروع و براي تكميل از محضر جمشيد محبي استفاده كرد و سپس مدت شش سال خدمت زنده ياد ناصر فرهنگ فر بود.سرلك در چندين دوره جشنواره فجر مقام اول آواز و تنبك را كسب كرد. بعد از مدتي از طرف حاج قربان سليماني (استاد دوتار) به استاد شجريان معرفي شد و به مدت هشت سال رديف هاي آوازي و تكنيك هاي صداسازي را در محضر استاد كار كرد. در كنار آواز و تنبك مدتي هم نزد كيوان ساكت تار آموخت. سينا سرلك در اسفند ماه سال ۱۳۸۲ از طرف سازمان ملي جوانان به عنوان جوان نمونه ايران در حوزه هنر انتخاب شد. وي در جشنواره فجر سال گذشته نيز شركت كرد و مورد تقدير قرارگرفت وهم اكنون نيز سرپرستي گروه سرلك را عهده دار است. سرلك اواخر آذر به عنوان خواننده اركستر ملي به رهبري فرهاد فخرالديني آواز و تصنيف هاي ايراني خواند و در جشنواره موسيقي فجر امسال نيز اين اركستر را همراهي خواهد كرد.گفت وگوي ما را با وي بخوانيد.
* گروه سرلك ازچه زمانيشكل گرفت ؟
- گروه سرلك از سال ۷۴ و به سرپرستي من تشكيل شد. اعضاي اين گروه سه نفر و متشكل از سپيده سرلك(خواهرم) و رضا سرلك (يكي از اقوام) است. ما كار را با سه نفر شروع كرديم و اعتقاد من بر اين است كه «يكي مرد جنگي به از صد هزار» خيلي لازم نمي دانم كه گروهي بيست نفره داشته باشم تا كار قشنگي ارائه كنم. تركيب بندي سازها در زيبايي يك ملودي و كارگروهي بسيار مهم است. اگر افرادي كه در گروه فعاليت مي كنند حرفه اي كار كرده باشند، كار دلنشين مي شود. تا به حال كنسرت هاي سه نفره ما در شهرهاي مختلف خيلي مورد توجه قرار گرفته است. امسال براي شركت در جشنواره فجر رضا سرلك نبود. من با آقاي جابري كه از دوستانم بود صحبت كردم. او و گروهش ما را در جشنواره همراهي كردند. هيچ وقت دوست ندارم بخاطر يك نام كدورتي بين دو دوست خوب به وجود بيايد. به خاطر همين در جدول جشنواره نوشته شد، گروه سرلك به سرپرستي علي جابري.
* در گروه سرلك به دنبال چه مسيري هستيد و چه اهدافي را دنبال مي كنيد؟
- من اهداف بزرگي دارم، اما بايد زمينه اين اهداف فراهم شود. با توجه به اينكه گروه هايي كه در ايران كار مي كنند روز به روز افزايش پيدا مي كنند، فراهم شدن شرايط، سخت شده است. در حال حاضر قشر جوان به سمت موسيقي پاپ روي آورده اند و به اين علت كه در بخش موسيقي سنتي آثار خوبي توسط هنرمندان پخش و عرضه نمي شود، از تعداد طرفداران موسيقي سنتي كم شده است. مگر اينكه سالي يك بار استاد شجريان، عليزاده و ديگر اساتيد بزرگ افتخارآفرين اين مملكت كار جديدي چه به صورت كنسرت و نوار ارائه دهند تا مردم خوب استقبال كنند.
انتخاب و نگاه موسيقي در كشور مقداري سطحي شده است. ما نبايد سطحي نگر باشيم و بايد به موسيقي سنتي خود عميق تر نگاه كنيم. اولين هدف من اين است كه موسيقي بختياري را رواج دهيم و از نابود شدن آن جلوگيري كنيم. به همين علت در فستيوال هاي مختلف و كنسرت هاي داخل و خارج از كشور شركت مي كنيم و به همين علت هم در سريال خانه اي در تاريكي خواندم، چون مربوط به قوم بختياري بود. در موسيقي سنتي هم اهدافي را دنبال مي كنيم كه با همكاري هنرمندهاي جوان، امكان پذير خواهد بود. اساتيد بزرگ هم بايد جوان هايي را كه تازه پا به عرصه موسيقي گذاشته اند حمايت كنند و توجه بيشتري به آنها نشان دهند. هنرمندان از لحاظ اقتصادي در تنگنا هستند و هيچ اطميناني به آينده شان نيست و امنيت اقتصادي ندارند.
مسئولين محترم در هر نهادي، كمك كنند زيرا اگر هنرمند از لحاظ اقتصادي ضعيف باشد، مسلماً به هنرش لطمه خواهد خورد. يعني بخاطر اقتصاد زندگي خود، مجبور است به سراغ توليد آثار تجاري برود. علت اينكه بسياري از هنرمندان خوب ما در سفره خانه هاي سنتي ساز مي زنند و مي خوانند اين است كه از لحاظ اقتصادي در زندگي خود مشكل دارند و همين مسئله صدمه بسيار زيادي به موسيقي سنتي ما مي زند و اينكه هنگام شام عده اي، گروهي موسيقي دان كه با زحمت درس هاي خود را يادگرفته اند در سفره خانه ها برنامه اجرا كنند، توهين بزرگي به موسيقي سنتي و اصيل ايراني است. به نظر من وضعيت هنر در كشور ما بايد ساماندهي شود و مثل نظام پزشكي ، يك نظامي از هنرمندها تشكيل دهيم، تا بصورت رسمي از طريق مجلس و ديگر مراجع وضعيت هنرمندها و هنر پيگيري شود. هنرمند بايد حقوق ثابت داشته باشد تا دغدغه مالي مانع از رشد فعاليت هنري وي نشود.
سومين مسئله اي كه مطرح مي شود اين است كه در اين كشور عده اي مي توانند كار كنند و عده اي خير. بعضي درآمد ميليوني دارند و عده اي خير و اينها سئوالاتي است كه جوابي براي آن ندارم.
موضوع ديگر مربوط به جشنواره هاي فجر ماست. چون اين جشنواره بين المللي است، گروه هاي خارجي هم شركت مي كنند كه براي سطح جشنواره خوب است. اما در حال حاضر به گروه هاي خارجي، بيشتر از گروه هاي كشور خودمان توجه مي شود. در اين جشنواره همه زحمت مي كشند. از شهرستان هاي مختلف با هزاران مشكل مي آيند و آنطور كه بايد به آنها توجهي نمي شود. اينها نكاتي هستند كه مسئولين محترم بايد توجه بيشتري نشان دهند.
در نهادهايي هم كه براي هنرمندان در نظر گرفته شده عملاً كاري انجام نمي شود. در خانه موسيقي اساتيد زيادي فعاليت مي كنند. اما اين خانه هنوز شكل كاملي نگرفته و جايگاه خود را پيدا نكرده است. ولي اساتيد تلاش مي كنند تا در اين خانه از هنرمند حمايت شود. خانه هنرمندان مكاني است كه براي هنرمندان تشكيل شده است ولي ما فعاليتي از اين خانه نمي بينيم و هيچ برنامه موسيقي در آن برگزار نمي شود. ممكن است در زمينه هاي ديگر مثل تئاتر فعال تر باشد، اما در قسمت موسيقي كاري انجام نمي دهد. مدتي پيش ما در خانه هنرمندان يك برنامه داشتيم، متأسفانه يك مانيتور روي صحنه نبود، تا نوازنده ها و خواننده ها صداي خود و سازشان را روي صحنه بشنوند. زيرا اگر هنرمندان صداي ساز و آواز خود را روي سن نشنوند ناهماهنگي بوجود مي آيد.
* به نظر شما موسيقي بختياري چه قابليت هايي دارد و براي شناخته شدن آن چه كارهايي بايد انجام شود؟
- پدر من يكي از محققين بسيار خوب در زمينه موسيقي بختياري است و تمام آداب و رسوم، فرهنگ ها و ملودي هاي مختلف بختياري را مي شناسد. موسيقي بختياري ناشناخته مانده. موسيقي بختياري از عشق و فراق صحبت مي كند و داستان هاي بسياري در اين موسيقي وجود دارد.
اين موسيقي قابليت هاي زيادي دارد حتي براي كشاورزي هم موسيقي به اسم (سبزه گري) داريم كه هنگام برداشت محصول مي خوانند. اين ملودي ها، نسل به نسل به دست ما رسيده و ما بايد تلاش كنيم تا اين موسيقي را معرفي كنيم. موسيقي بختياري دل انگيز و زيباست و بيشتر متخصصين خارجي به دنبال آن هستند. بسياري از رديف ها و دستگاه هاي ما از گوشه و رديف هاي موسيقي محلي نشأت گرفته است و از هر منطقه اي چيزي گرفته تا به شكل امروز رسيده است.
موسيقي مناطق ما، ريتم هاي بسيار زيبايي دارند و حرف هاي تازه اي كه هيچ گاه قديمي و كهنه نمي شوند مثل شعر حافظ كه هرگاه حتي اگر هزار سال بعد هم كه بخوانيد، حرف تازه اي براي گفتن دارد و به روز است. جوان هايي كه در مناطق مختلف زندگي مي كنند وظيفه دارند كه موسيقي محلي خود را گسترش دهند و به ديگران بياموزند.
در بخش پژوهش موسيقي رديف دستگاهي «داريوش طلايي» به بررسي بداهه نوازي در موسيقي ايران ميپردازد.
داريوش پيرنياكان» مسئول بخش پژوهش موسيقي رديف دستگاهي در نشست مطبوعاتي بيست و يكمين جشنواره موسيقي فجر با بيان اين مطلب گفت: «محسن نفر»و «ارشد طهماسبي »در بخش بداههنوازي در موسيقي ايران،« مهدي آذرسينا» و «شكارچي»در بخش سبكهاي نوازندگي كمانچه و«احمد ابراهيمي» و«موسويزاده» در بخش بررسي شيوههاي آوازي به ايراد سخنراني ميپردازند.
وي در ادامه با اشاره به بخش بررسي سبكهاي نوازندگي كمانچه اظهار داشت: كمانچه جزء سازهايي بوده كه ارائه و شيوهسازي آن به دليل ورود ويلن بعد از اوايل قاچار مغفول مانده و در حال حاضر اكثر نوزاندگان كمانچه از شيوههاي ويلن براي نواختن استفاده ميكنند.
«پيرنياكان» در خصوص بخش موسيقي آوازي اين پژوهشها گفت: امروزه تمامي جواناني كه گرايش به خواندن ميكنند، سعي دارند به صورت« استاد شجريان »بخوانند، درست است كه «استاد شجريان» يكي از نوادر موسيقي آوازي است اما دليل نميشود هر كس بخواهد از ايشان تقليد كند در حالی که براي اين كار خود استاد شجريان وجود دارد.
پژوهش موسيقي رديف دستگاهي جشنواره موسيقي فجر 26 و 27 و 28 دي ماه ساعت 16 در سالن رودكي برگزار ميشود.
خبرگزاري فارس: «زمستان است» آخرين ساخته رفيعپيتز با صداي محمدرضا شجريان و ساز حسين عليزاده در بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره فيلم فجر حضور مييابد.
«وحيد كيانيزاده» مسوول روابط عمومي اين فيلم ضمن اعلام اين خبر به خبرنگار فارس گفت: «زمستان است» اولين فيلم ايراني است كه با صداي دالبي در ايران صداگذاري شده است و براساس شعر زمستانه اخوان ثالث و رمان محمود دولتآبادي كار شده است.
در اين فيلم صداي استاد شجريان و ساز استاد عليزاده در قطعه اي به همين نام شنيده ميشود.
از ويژگيهاي اين فيلم بازيگران محلي به ايفاي نقش ميپردازند، كه هر شغلي پيشه دارند براساس همان جايگاه در اين فيلم بازي ميكنند. ميترا حجار، تنها بازيگر حرفهاي اين فيلم ميباشد.
تدوين فيلم «زمستان است»توسط حسن حسندوست و صداگذاري و موسيقي آن توسط اميرحسين قاسمي در استوديو روشنا با همكاري مسعود بهنام انجام شده است.لوكيشنهاي اين فيلم در شهر تهران، اراك، ابهر و اطراف آن ميباشد.
داستان اين فيلم درباره جوان آهنگري به نام مختار است كه به علت تعطيلي كارگاهش، ناخواسته براي يافتن كار به مهاجرت تن ميدهد.
بازيگران اين فيلم ميترا حجار، عليرضا نيكصولت، سعيد اريكاني، هاشم عبدي ميباشند. تهيهكنندگي«زمستان است» برعهده محمدمهدي دادگو، محصول سازمان سينمايي سوره ميباشد.
ديگر عوامل آن عبارتند از: كارگردان و نويسنده: رفيع پيتز، تهيه كننده: محمدمهدي دادگو، مديرفيلمبرداري: محمد داووي، مجري طرح:فرشته طائرپور، تدوين: حسن حسندوست، موسيقي:استاد عليزاده و با صداي استاد محمدرضا شجريان، طراح هنري، ملك جهان خزايي، صدابردار صحنه: يدالله نجفي و ناصر شكوهي نيا، صداگذاري و ميكس: اميرحسين قاسمي، طراح چهرهپردازي: عبدالله اسكندري، دستيار اول و برنامهريز: نورالدين گودرزي ميباشند.

استاد محمد رضا شجريان٬ استاد بي بديل آواز ايراني از شروع فستيوال هاي هنري در آمفي تئاتر سر باز باغ هنر بم در سال آينده خبر داد. او اظهار اميدواري كرد كه كنسرتي كه با حضور او در سال آتي در باغ هنر بم برگزار خواهد شد٬ سرآغاز برپايي فستيوال هاي هنري مختلف در اين شهر كهن باشد.
استاد آواز ايران از هنرمندان رشته هاي مختلف هنري خواست تا از حالا براي برگزاري نمايشگاه ها و برنامه هاي هنري در باغ هنر بم خود را آماده كنند.
به گزارش سايت خبري خانه ي هنرمندان ايران٬ شجريان در مراسم افتتاحيه نمايشگاه آثار خوش نويسي «قلم نوا با بم» كه عصر امروز (شنبه 10 دي) با حضور بهاره مشيري٬ فرداد خواجه نصيري٬ احمد مسجد جامعي و جمعي از اساتيد خوشنويسي كشور برپا شد٬ با بيان مطلب بالا عنوان كرد: غرض ما از پروژه «باغ هنر» بم تنها احداث ساختمان نبوده٬ بلكه تلاش خود را بر اين متركز كرده ايم كه اين شهر پايگاه باستاني خود را حفظ كند و زنده بماند.
به گفته شجريان مجموعه بانيان باغ هنر بم در حال حاضر روي گسترده تر كردن گنجايش و وسعت آمفي تئاتر باغ هنر بم كار مي كنند.
بر اساس گفته هاي شجريان اين آمفي تئاتر كه گنجايش پنج هزار نفر بيننده و شنونده را خواهد داشت به گونه اي طراحي شده كه از زير جايگاه نيز براي نمايشگاه ها و آتليه هاي نقاشي٬ عكاسي٬ مجسمه سازي و ... استفاده شود.
ايده احداث باغ هنر در بم به همت و كوشش محمدرضا شجريان در دي ماه 1382 (سال فاجعه) طرح شد و در حال حاضر با كوشش مجموعه اي از هنرمندان و معماران و حمايت هاي خصوصي و دولتي مي رود كه تا سه سال آينده آماده بهره برداري شود.
بقیه عکسها را اینجا ببینید:
روابط عمومي فرهنگستان هنراعلام کرد:
ششمين هم انديشي پيشكسوتان موسيقي با هدف ارائه تعريفي جامع از واژگان و اصطلاحات موسيقي دستگاهي ايران روز چهارشنبه 7 دي ماه در فرهنگستان هنر برگزار خواهد شد.
در اين هم انديشي هنرمنداني چون استاد محمدرضا شجريان، عبدالمجيدكياني، شاهين فرهت، داريوش پيرنياكان، داود گنجهاي، حسن عليزاده، كمال پورتراب، علي اصغر بياني و ... حضور خواهند داشت.
چندى پيش مقاله اى تحت عنوان كولاژ نامناسب از عبدالحسين مختاباد در روزنامه شرق به چاپ رسيد كه در سر فصل آن نيز شور و شعف مسئولان موسيقى اين جريده در گشودن بابى براى نقد و نقادى آثار موسيقى و بهبود وضعيت فقير و ناتوان اين حوزه مستتر بود.
گشودن اين باب در افزايش كمى نقد هنرى آن هم در حوزه موسيقى كه در اين زمينه دچار فقر و كمبود اساسى هم هست و اميد به آنكه مشمول عنايت استادان و ناقدان و صاحبان نقد و نظر قرار بگيرد و راهگشاى تنگناها و كمبودها و نيازهاى اين هنر متعالى شود امرى است ميمون و مبارك ولى آنچه نبايد از نظر دور داشت، ترقى كيفى اين مقال است.
در اين ميان اكثر نوشته ها از حداقل كار كارشناسانه در نقد بهره نبرده و موجب عدم تاثير و تاثر در به وجود آورندگان آثار شده است.
درباره شرايط كنونى موسيقى ايرانى نيز داد سخن درباره توانايى ها و بضاعت هاى اين موسيقى زياد رفته است و واى سخن بر عقيم ماندن راهكارهاى كنونى و در حال موت بودن يا مردن نوعى از اين موسيقى و اجمالاً يا بر اين بيمار ناليده و يا در سوگ او گريسته اند و آنچه كمتر ديده مى شود ارائه راهكار علمى و نظرى براى درمان اين بيمارى مزمن و يا راه فرارى براى رهايى از اين بن بست است.
در سر فصل ياد شده نگرانى از فقر نقد در ادبيات موسيقى و پرشدن اين صفحات از خاطره گويى، گزارش و تكريم... و نيت مثبت آن جريده محترم جاى سپاس و شكر و ابراز به اينكه خود اهالى موسيقى به واسطه دانش موسيقى دست به قلم برده و آثار همديگر را به چالش بكشند جاى شكايت دارد چرا كه اين حوزه (نقد) نيز مانند ديگر رشته ها متخصصين و كارشناسان خاص خود را مى طلبد. چنانچه در سينما گروه خاصى با دانشى خاص اين امر را عهده دارند. نگاهى به نوشته هاى نقد گونه سال هاى اخير صحه اى بر اين ادعا است كه در اكثر آنها بيشتر ارائه نظرات و سليقه هاى شخصى و كمتر دلايل علمى و هنرى در پذيرفتن يا رد يك اثر لحاظ شده است تا آنجا كه اعتراض و تذكر بعضى اساتيد را در پى داشته، كه اين گونه نوشتار (نقد) فقط با ارائه دلايل و شواهد از متن اثر و پرهيز از كلى گويى و سليقه انگارى قابل توجه است.
تقريباً و به طور خلاصه مى توان گفت: نقد آثار هنرى داراى يكى از شرايط زير است:
- بررسى و مطابقت آثار گذشته يك هنرمند و آثار اخير ايشان به صورت قياسى و توجه به تغييرات و تحولات اين آثار. پرواضح است در اين زمينه مستندات و مستدلات به طورى كه براى هر كدام مصداقى ارائه شده باشد همراه با بررسى شرايط روحى هنرمند، معيارهاى اجتماعى، تحولات سياسى، تاريخ ساخت اثر در صورت تاثيرپذيرى هنرمند و... راه را بر نتيجه گيرى هموار مى كند.نقد هنرى براساس زيبايى شناختى: اين روش كه بيشترين طرفداران را از لحاظ كيفيت و خصوصيات اثر به همراه دارد بر پايه و اساس زيبايى شناسى مستحكم شده و معيارهاى اساسى آن را مى توان به صورت متنوعى دسته بندى كرد كه به اجمال عبارتند از: شاخصه هاى فنى، مفاهيم برگرفته از استادان گذشته و رپرتوار موجود، تجربه، روابط فلسفى و ايدئولوژيك، جامعه شناسى و تاريخ...
اگر بتوان نقد زيبايى و زيبايى شناسى را در شاخصه هاى ذكر شده (كه به صورت خلاصه آورده شده است) پذيرفت آنگاه مى توان گفت كه منتقد بايد داراى شرايط زير باشد:
۱- آگاهى لازم و مناسب با حوزه مورد نقد.
۲- شناخت اصول زيبايى شناسى.
۳- دانش جامعه شناسى، تاريخ و تاريخ هنر.
۵- آگاهى از سبك ها و شيوه هاى متداول و غير متداول (گذشته و حال)
۶- دانستن فلسفه هنر در ارتباط با مرزهاى جغرافيايى و اعتقادات و آداب و رسوم محلى و قومى و توانايى رفع تعارضات فكرى خود در اين باب و توانايى نتيجه گيرى.
نوع ديگر كه در نوشته كولاژ نامناسب هم به چشم مى خورد ارائه نظرات مثبت و منفى از يك اثر هنرى است كه در آن اظهار نظر و برداشت منتقد بدون در نظر گرفتن معيارهاى اساسى نقد و ارائه مستندات بر پايه احساس و با توسل به دريافت شخصى بيان مى شود.
در اينجا لازم مى دانم اضافه كنم نگارنده خود را ناقد نمى داند و نوشتار فوق را در دسته بندى نقد هنرى نمى گنجاند و فقط به واسطه علاقه وافر به استادان مورد بحث و موسيقى ايرانى سطور ذيل را از نظر دوستداران موسيقى مى گذرانم.
• درباره كولاژ نامناسب
عواملى كه ايشان به عنوان عدم رشد و تعالى موسيقى ايران مى نامند به سه بخش تقسيم شده است.
۱- درباره عدم حمايت جدى هيات حاكمه و بى تفاوتى اين طبقه سخن رانده اند. نگارنده بر اين باور است كه اكثر اهالى موسيقى با ايشان هم نظر باشند اما چرا ايشان كه داراى صبغه و سابقه حمايت هاى دولتى و به خصوص صداوسيما هستند...؟
2 _ دومين فاكتور علت يابى ضعف موسيقى به مردم برمى گردد كه با توجه به متن گفتارشان ضعف فلسفى در نگرش به ماهيت هنر نزد ايشان آشكار مى شود. آقاى مختاباد مردم به صرف هنر و هنرمند گرد آن جمع نمى شوند اين توجه و عنايت به سبب سيراب شدن آنها از درياى بيكران هنر است و هنرمند تجلى او است.
هنرمندى كه دردهاى مردم را كشف كند و درمان آن را به صورت هنر بر بستر طالب و خشك جامعه