تبليغاتX
استاد شجریان
 

ساعت يك و سي دقيقه بامداد امروز (23 بهمن برابر با 12 فوريه) چهل و نهمين دوره جايزه گرمي برگزار شد و برندگان 90 رشته شناخته شدند كه براي دومين بار نماينده ايران ازاين جايزه معتبر دست خالي بازگشت.برنده اين جايزه معتبر آلبوم متبرك (يا مقدس) از آفريقاي جنوبي بود كه براي دهمين سال استقلال كشور آفريقاي جنوبي ساخته و از سوي گروه سووتو اجرا وبه بازار موسيقي عرضه شد.
پيش از اين دو آلبوم فرياد كار مشترك شجريان ، عليزاده و كيهان كلهر و نيز آلبوم سوم از غزل ( كار مشترك كيهان كلهر و شجاعت حسين خان) نيز در زمره پنج نامزد نهايي جايزه گرمي قرار گرفته بودند ، كه در آن دوره هم موفق به كسب اين جايزه نشدند.

همشهری

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/24ساعت 16:57  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]

حسين عليزاده، آهنگساز و نوازنده برجسته موسيقی ايرانی، در کنار جيوان گاسپاريان، نوازنده سرشناس ارمنی، نامزد دريافت جايزه ای است که در روز يکشنبه، بيست و دوم بهمن ماه، برنده آن صاحب يک عدد گرامافون طلايی خواهد شد: جايزه گرمی سال ۲۰۰۷ در رشته موسيقی سنتی.


رقابت تنگاتنگ
اين سومين بار است که نامزدی از اين رشته، يکی از استادان موسيقی سنتی ايرانی است. در دو بار پيشين، محمد رضا شجريان، نامزد دريافت اين جايزه بود که در رقابت نهايی از رقبای خود شکست خورد.
و البته رقابت در اين رشته، يکی از مهم ترين و سخت ترين رقابت های جوايز معتبر گرمی است؛ چرا که همواره، نام پنج آلبوم شاخص موسيقی سنتی جهان، در کنار يکديگر قرار می گيرند و معمولا، هر کدام از اين آلبوم های موسيقی، ارزش و اعتبار جهانی فراوانی را يدک می کشند.
رقبای آقای عليزاده نيز در گرمی ۲۰۰۷، رقبای ساده ای نيستند: استادان شناخته شده، قطعاتی که نتيجه سال ها تجربه و کار طولانی است و از همه مهم تر، خلاقيتی منحصر به فرد که در جهان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت 16:50  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]

نخستين دوره‌ي كارگاه يك ماهه‌ي آموزشي آواز محمدرضا شجريان از اوايل اسفندماه سال‌جاري، برگزار مي‌شود.
‌ از ميان بيش از يك هزارو500 متقاضي ثبت نام شده كه شرايط گذراندن دوره‌هاي اوليه‌ي آواز را نيز داشتند، حدود 600 نفر توسط هيات داوران انتخاب شدند، كه در نهايت با برگزاري آزمون عملي شش روزه حدود 300 نفر توسط اين هيات برگزيده شده‌اند.
از برگزيدگان در نخستين دوره‌ي كارگاه، به‌تدريج توسط استاد شجريان آزمون گرفته مي‌شود تا براي دوره‌هاي آينده كه در سال 86 برگزار خواهد شد، انتخاب شوند.
محل برگزاري نخستين دوره‌ي اين كارگاه مجموعه‌ي فرهنگي - هنري آسمان فرهنگستان هنر است.
بنا بر اين گزارش، ‌منتخبان اين كارگاه از شهرهاي مختلف ايران با داوري مظفر شفيعي، علي جهاندار، ‌حميدرضا نوربخش و محسن كرامتي هستند
منبع : ايسنا

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت 16:30  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]

متن سخنان استاد محمدرضا شجریان در مراسم تشییع جنازه ی استاد پرویز یاحقی :

هنوز داغ نخستین درست ناشده بود / که دست جور زمان داغ دیگرش نهاد

هنوز از تاثر و تاسف فقدان علی تجویدی زمانی نگذشته است که داغ دیگری بر دل ما نشست . پرویز یاحقی ، این نابغه ی موسیقی ما ، که به حق ویولن را در بین مردم ما به خوبی شناساند ، به طوریکه من از زمان نوجوانی و جوانی که به یاد دارم با ساز این نابغه ی زمان الفت و عشق دیرینه ای داشتم ، وقتی سرپنجه ی پرویز بر ساز نهاده می شد آدم را با خودش می برد . لحظاتی را برای  آدم می ساخت که در آن لحظات آدم از خود بی خود می شد . الحق که حق بزرگی به گردن ویولن دارد ، من به یاد دارم که از جوانی ام هر کسی که دستی به ویولن می برد می خواست مثل پرویز یاحقی ساز بزند . این نمونه ی تاثیر پرویز بر دل های جوانان بود . واقعا دردناک است نبودن پرویز ،  در این بیست و هفت هشت سال پرویز زمانه را برای ارائه ی کارش مناسب نمی دید ، گوشه ی عزلت اختیار کرده بود و در همان درد عزلت بدون اینکه کسی در کنارش باشد به علی تجویدی پیوست .

به هیچ باغ نبود آن درخت مانندش / که دست تندباد اجل بی دریغ برکندش

به همه ی شماها که گوشی برای شنیدن صداهای زیبا دارید تسلیت عرض می کنم .

توجه : این متن از فایل تصویری سخنان استاد شجریان توسط وبلاگ دل آواز پیاده سازی شده است .

کلیپ تصویری سخنان استاد محمدرضا شجریان پیرامون استاد یاحقی (دریافت کنید) - وبلاگ تحریر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/18ساعت 8:53  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
هنوز داغ نخستين درست ناشده بود / كه دست جور زمان داغ ديگرش بنهاد

محمدرضا شجريان در مراسم تشييع پيكر زنده‌ياد پرويز ياحقي نوازنده‌ي پيشكسوت ويولون امروز ـ پانزدهم بهمن ماه ـ با بيان اين بيت شعر گفت: هنوز از تاثر و تاسف فقدان علي تجويدي زماني نگذشته كه داغ ديگري بر دلها نشست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/15ساعت 22:27  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]

موسیقی ایران در گذر از سالیانی پر تلاطم و پر فراز و نشیب همواره به عنوان یکی از اصلی ترین پایه ها و ارکان فرهنگ ، بیانگر احساسات و اندیشه های ایرانیان بوده وآواز نیز به عنوان شاخص ترین و اصلی ترین بخش آن به شمار میرفته است. چرا که این موسیقی همواره پیوندی نزدیک با شعر داشته است و این درآمیختگی با ادبیاتِ پُر بار و کهن ایران باعث غنای هر چه بیشتر این موسیقی گردیده است.
در نگاهی گذرا در مسیر تاریخ به سادگی می توان دریافت که هجوم اقوام بیگانه ضربه هائی شدید و جبران ناپذیر بر پیکر جا معۀ ایرانی وارد کرده و فرهنگ و اندیشۀ این قوم را مورد هجوم قرار داده اند. بی شک می توان اذعان داشت که موسیقی نیز از این آسیب ها و تأثیر پذیری ها در امان نمانده است.چرا که زبان و ادبیات و بسیاری از ساختارهای فرهنگی ما باژگونه شد و تأثیر آن تا هم اکنون نیز ادامه دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/13ساعت 22:24  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]

نادر مشايخي به تازگي مسئوليت ساخت سمفوني مولانا را بر عهده گرفته است او که سه سمفوني «فيه مافيه» را با موضوع مولانا در تنقاط مختلف ايران و اروپا اجرا کرده و نظرات مثبت بسياري را با خود همراه کرده است از اين هفته ساخت اين سمفوني را آغاز مي کند.
شما ساخت سمفوني مولانا را بر عهده گرفتيد چه برنامه اي براي اين سمفوني داريد و ساخت آن را چه زماني آغاز مي کنيد؟
مدت زيادي از زماني که پيشنهاد ساخت اين سمفوني مطرح شده است نمي گذرد و الان خيلي زود است که جزئيات را در مورد اين کار بگويم. البته با تاکيد بر تجربيات قبلي ام در زمينه کارهاي مربوط به مولانا و ثمر بخش بودن آن فعاليتها اميدوارم با اتکا به موسيقي ايران ، سمفوني مولانا را بسازم بايد اين سمفوني نشان دهنده آن باشد که مولانا شخصيتي ايراني است که به فارسي شعر گفته است. سازهايي را که قرار است در اين سمفوني استفاده شود تعيين کرده ايد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/07ساعت 0:54  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]

نورعلی خان برومند در ۱۲۸۴ خورشيدی در تهران چشم به جهان گشود. در نوجوانی نواختن سه تار را نزد درويش خان فراگرفت که به آن روزگار برجسته ترين چهره سنت گرايی در موسيقی ايران بود.
جامعه هنری ايران در سی امين سالگرد درگذشت نورعلی خان برومند، ياد او را گرامی داشت.
شاگرد او محمد رضا شجريان، نقل می کند که ۲۹ دی ماه ۱۳۵۵ «همراه با استاد در کنسرت ارکستر سمفونيک تهران» حضور می يابند و ارکستر، غزلی از حافظ را همراه با موسيقی «غير سنتی» اجرا می کند.
برومند که «خيلی ناراحت شده بود، صورتش قرمز شده بود، ده رنگ عوض کرده بود» به شاگرد خود می گويد: «شعر حافظ را بايد با موسيقی حافظ خواند نه به صورت اپرا... کارشان به جايی کشيده است که حافظ را هم مسخره می کنند».
شجريان استاد خشمگين را به خانه می رساند. اما برومند همان شب به سکته قلبی چشم و گوش بر قيل و قال جهان می بندد. «آن روز حال استاد خيلی خوب بود. فکر می کنم اين شوکی که به او داده شد او را کشت».
برداشت محمد رضا شجريان می تواند مبالغه آميز باشد اما روايت او، به گويايی و به دقت، نه فقط شخصيت برومند که واکنش سنت را در برابر نوآوری ترسيم می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 17:43  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]

هفت‌سال پس از اهدای جايزه‌ی معتبر هنری «پیکاسو» و دپیلم افتخاری «یونسکو»، بار دیگر محمدرضا شجریان، هنرمند بلندآوازه‌ی موسیقی اصیل ایران، در صحنه‌ی سالن بزرگ یونسکو در پاریس ظاهر شد و آواز خواند.
در سال ۱۹۹۹ «فدریکو مایور» دبیرکل آنزمان یونسکو همراه با اعطای نشان «پیکاسو» (معتبرترین جایزه‌ی هنری اروپا) گفت: به پاس تلاشهای محمدرضا شجریان برای موسیقی کلاسیک ایران و گسترش آن، بعنوان عامل گفت‌وگوی تمدنها، نشان طلایی پیکاسو را به وی تقدیم می‌کنیم.
شجریان نیز در پاسخ گفته بود: این نشان تنها متعلق به او نیست، این معنویت و فرهنگ کهن ایران زمین است که شایسته‌ی دریافت نشان یونسکوست.
محمدرضا شجریان در شب دریافت نشان هنری «پیکاسو» که هر چهارسال یکبار به یک شخصیت هنری داده می‌شود، کنسرتی همراه با گروه «آوا» روی رباعیات خیام اجرا کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/05ساعت 9:18  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]

مديركل يونسكو در پاريس مدال موتسارت را به محمدرضا شجريان خواننده پرآوازه ايراني اهدا كرد. اين مدال به پاس نقش ارزنده شجريان در موسيقي به او اهدا شده است.
محمدرضا شجريان كه هفته گذشته به همراه گروهش براي اجراي كنسرت به پاريس سفر كرده بود، روز 16 ژانويه به دعوت مديركل يونسكو در سالن شماره يك اين سازمان براي بزرگداشت مولانا و صلح جهاني، براي نمايندگان سراسر جهان كنسرت برگزار كرد و در همان برنامه مدال موتسارت به او اهدا شد. 
مدال موتسارت هر دو سال يك‌بار توسط يونسكو به يك فرد يا موسسه‌اي كه در زمينه موسيقي دستاوردهاي برجسته‌اي داشته باشد و يا در آموزش موسيقي فعاليت ويژه و منحصربه‌فردي داشته باشد، اهدا مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 9:31  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]

شاهين يوسف‌زماني- آهنگساز- علي‌رغم اينكه پس از گذشت نزديك به دوماه همچنان بر اثر يك تصادف خطرناك در بستر به سر مي‌برد، اما ساخت موسيقي و پيگيري فعاليت‌هاي قبلي‌اش را متوقف نكرده است و با فراهم آوردن امكانات الكترونيكي و كامپيوتري سعي در تكميل آثاري دارد كه پيش از تصادفش آنها را شروع كرده است.
 وي درباره جديدترين آثار خود به «تهران امروز» گفت: يك آلبوم خودم ساختم و خواندم كه تقريباً ضبط آن پايان رسيده است. فقط ضبط يك قطعه از آن باقي‌مانده كه به دليل استفاده از ساز دودوك و گرفتاري‌هاي نوازنده مورد نظرم باعث شده كه كار ناتمام بماند.يوسف‌زماني از ضبط و تكميل يك اثر تلفيقي و نو خبر داد و افزود: كاري را شروع كرده‌ام كه تا حدودي يك تجربه جديد است. اين اثر تلفيقي بر پايه موسيقي ايراني و محوريت موسيقي الكترونيك شكل گرفته است و همايون شجريان به‌زودي خوانندگي آن را بر عهده خواهد گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/02ساعت 17:35  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization