براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد
شجریان شرقی
اخلاق حرفهای ، اخلاق مطبوعاتی، اخلاق رسانهای و ... مفاهیمی است که سراسر رسانههای ایرانی مزین به آن است . اما مقولهای که در فضای رسانهای ایران مغفول مانده ، همین «اخلاق» است .
به راستی فضای رسانهای جامعه از فقدان فقر اخلاقی بیداد میکند، چراکه بنای پدیدآیی و پیدایی رسانهای معی از بعد از مشروطه تنها الگوبرداری از سنتهای غیر بومی بود . الگوبرداری که تنها در سطح ماند و هیچگاه به محتوا ننگریست و نتوانست به ادارک این مسئله دست بیازد که اساس پدیدآیی رسانههای جمعی در جهان غرب چیست ؟
محتوای این رسانهها دربردارنده چه محتوا و مفاهیمی است ؟
الگوبرداری در قلمرور رسانه مانند بسیاری از قلمروهای دیگر با وجود اجتناب ناپذیری ، الگوبرداری سطحی و به تعبیر جلالآل احمد تقلید و غربزدگی بود . ما برای انتقال تکنولوژی رسانهای هیچ بنیان مشخصی برای استوار کردن آن نداشتیم . هیچ سازوکار و هدف مشخصی نیز برای راهاندازی این رسانهها نداشتیم .
ضرورت پدیدآیی و پیدایی رسانهها همواره معلق بوده است .
ورورد تکنولوژی رسانهای مستلزم بار معنایی ورورد و انتقال دستگاههای معناشناختی و معرفتشناختی فراوان است . استفاده از تکنولوژی تنها استفاده از یک ابزار صرف نیست، بلکه آن ابزار دربردارنده مفاهیم و دستگاههای گوناگون است که عدم شناخت آن ابزار و عدم تعریف ضرورت آن موجب اغتشاش و انشقاق است .
همچنین نباید از غفلت از تراث و میراث خویش برای انتقال آن ابزار براحتی گذر کرد، چرا که استفاده از آن ابزار در یک سنت و فضای دیگر ( آنهم با مقتضیات دینی) باز هم موجب بحران می شود . ما در بدو استفاده از رسانه هیچ بار تعریفی از مفاهیم سنت و میراث خویش نداشتیم . به همین خاطر ما هیچگاه (مگر نادر) نظام و سیستم مشخصی از قلمرو رسانهها خصوصاً عرصه خبررسانی و روزنامهنگاری نداشتیم . در حالی که غرب که همواره مقلد (معلق) وی بوده ایم سیستم و نظام اخلاقی مشخصی در راستای تحقق فرآیند رسانه داشتهاند . اما ما دیرگاهی است که علیرغم و جود میراث اخلاقی اصیل ، از فقدان اخلاق در فضای مطبوعاتی رنج میبریم .
ماهیت این نوشتار دست رد زدن بر سینه ماهیت رسانه نیست، بلکه سخن بر سر بازآفرینی، بازسازی و بازتعریفی مفاهیم، ماهیت و محتوای رسانه در یک فضای بومی است .
نقد و پرسش اصلی نوشتار حاضر تنها بخشی از جامعه رسانه را در بر نمیگیرد، بلکه این سئوال و نقدی است که تمام خانواده رسانه باید از خود بکند، که این رسانه بر مبنای چه هدف و ضرورتی ایجاد شده است ؟ بر مبنای کدام نظام و نظام اخلاقی رسانه خویش را بنا نهاده ؟
آیا بهطور کلی نظام رسانهای ما از یک نظام اخلاقی تبعیت میکند ؟ این نظام کدام نظام است ؟ اصول نوشته و نانوشته آن کدام است ؟
بدون اینکه قصد سوء از بیان مطالب زیر داشته باشیم، برای اینکه عینی تر بحث کنیم به ارزیابی یکی از جراید پرتیراز میپردازیم، البته این نقد تنها معطوف به رسانهای خاص نیست، بلکه این نقد، نقدی است که کلیت جامعه مطبوعات را دربرمیگیرد .
روزنامه شرق روز دوشنبه 15 اسفند در صفحه پر مخاطب موسیقی و تجسمی خویش خبری مبنی سخنرانى محمدرضا شجريان در دانشگاه سانتاباربارا داد در این خبر آمده است :
در ادامه تورهاى موفق دو سال گذشته كه با پشتيبانى وزير امورخارجه آمريكا كاندوليزا رايس براى ايجاد ارتباط بيشتر ميان مردم ايران و آمريكا برگزار مى شود، گروه همنوازى استادان موسيقى ايرانى به سرپرستى محمدرضا شجريان، علاوه بر اجراى برنامه در يك كنسرت در دانشگاه سانتاباربارا با شركت در يك جلسه گفت وشنود درباره موسيقى اصيل ايرانى با حاضران شركت كرد. به گزارش منابع اينترنتى شجريان در اين سخنرانى مى گويد در زمان حكومت صفويه با موسيقى و هنرهاى وابسته به آن مبارزه شديدى شد و موسيقى اى كه امروز داريم، در زمان قاجاريه توانست مقدارى روى پاى خود بايستد و رشد كند و اواخر قاجاريه به اوج خود رسيد.
سئوال این جاست که منبع رسمی این خبر کدام است ؟ زمان خبر که از عناصر اصلی خبر است، چیست ؟ آیا خبر یا استناد به یک مرجع و منبع خبری نباید در ابتدای خبر بیاید ؟
این در حالی است که منبع این خبر در لابهلا و آن هم در قسمت پایانی خبر آمده است ! آیا منبع یک خبر باید در بخش پایانی خبر بیاید ؟ اگر گزارشدهنده معتقد به این است که استناد به منبع بعد از لید است، چرا متن لید بسیار بلندتر از خود متن خبر است ؟
نکته قابل توجه این است که چنین خبری آنهم در چنین سطحی مستند به «منابع اینترنتی» بوده است !
اگر یک وبلاگ چنین خبری ارسال میکرد، هیچ جای تعجب نبود، اما از یک روزنامهای که صفحات فرهنگ آن به ویژه صفحه موسیقی آن پر مخاطب است، باید چنین خبری آن هم به استناد به منابع اینترنتی نامعلوم و مجهول باشد ؟ بهتر بود روزنامهنگار گرامی این منابع اینترنتی را مشخص میکردند تا جامعه بیشتر از چنین اخباری بهرهمند شود .
این نقد صوری و ساختاری خود متن خبر بود، اما متن خبر بسیار مستعد شبهات و شایعات فراوانی است که بازتاب آن هم در جامعهای مانند جامعه ما موجب خطرات فراوانی است .
در ظاهر اصل خبر پنج خط بیشتر نیست، اما همین خبر میتواند با آبرو و سرنوشت یک فرد بازی کند .
آن هم درباره فردی که زندگیاش تنها خوانندگی نبود، در آن زمانی که همه خوانندگان برای رفتن به لالهزار و کابارهها و ... از هم سبقت می گرفتند وی اساساً وارد چنین فضایی نشد . حتی شجریان به واسطه زمینههای مذهبی از عنوان خویش در رادیو و تلوزیون بهره نگرفت بلکه از نام مستعار سیاوش بیدکانی بهره گرفت، آیا درباره فردی که این همه ملاحظهکاری را پشتوانه خود قرار داده است باید چنین رفتار ناشایستی صورت بگیرد !
به سالهای پیش یعنی به قبل از انقلاب برمی گردیم زمانی که استاد شجریان در اوج اقتدار خویش در مراسم جشن هنر شیراز و گلهای تازه بود، یعنی سال 1355 ایشان به واسطه ابتذال فراگیر در تلویزیون و مخالفت با سیاستهای فرهنگی رژیم از تمامی مناسب دولتی استعفاء داد و دست رد بر نام و نان زد . بهتر بود دوستان شرقی این سابقه ذهنی را مدنظر قرار می دادند .
استاد شجریان در همان اول انقلاب به واسطه فعالیت عدهای از دوستان موسیقیدان خویش که هرکدام از آنها از بزرگترین نوازندگان بودند، چندین سال خانه نشین شد و دیگر با آن نوازندگان کار جدی نکرد حتی از کانون بزرگ موسیقی چاووش استعفا داد .
استاد شجریان هرگاه هر کنسرتی را موجب نفاق و دو دستگی بین مردم دیده ، آن کنسرت را به هم زده است . نمونه آن کنسرت دبی در اوائل دهه هفتاد بود که ایشان کنسرت را به واسطه اختلاف مردم و عدم وحدت تعطیل کرد .
حتی رسانههای سیاسی خارج از کشور همواره ایشان را سفیر و نماینده دولت ایران میدانند که آمده است شعارهای سیاسی جناح راست را در غالب آواز بخواند . خیلی جالب است که حال چنین خبری می آید که شجریان به پشتیبانی رایس کنسرت برگزار می کند .
شجریان همواره خویش را نماینده فرهنگ و هنر این مرز بوم و سروش غیبی مردم خوانده نه بازیچه جریانهای سیاسی .
حال سئوال اینجاست که به کسی که این همه ملاحضهکاری برای دادن کنسرت دارد چنین برخوردی میشود ؟ شجریانی که هر وقت غرض و مرضی پشت یک کنسرت ببیند آن را لغو میکند.!
این خبر به ماند اخبار خطی و سطحی و کلیشهای برخی رسانه های ایرانی مقیم آمریکا و اروپا میماند که کاری جز لگدمال کردن ندارند .
جالب اینجاست که پاسخنامه شجریان ذیل خبری میآید که هیچ ربطی به این تکذیبیه ندارد، تا جایی که جوابیه شجریان لوث جلوه داد میشود . ظاهراً اهالی این جریده از شنیدن کذب بودن اخبار خویش اکراه دارند و کذب بودن اخبار کذب خویش را برنمی تابند !
تیتر تکذیبیه شجریان چه ربطی به آن ستون خبری دارد؟ آیا تکذیبیه شجریان باید در درون خبری بیاید که ربطی به آن نداشته باشد ؟
آیا چنین شائبهای به وجود نمیآید که این روزنامه هروقت بخواهد از خرمن این هنرمند بهره می جوید و هر وقت بخواهد حتی از اخبار وی ممانعت می ورزد !
این نقد حرفهای بود اما ما به لحاظ اخلاقی مکلف هستیم که پیش از تنظیم و ارسال خبر درباره کمیت و کیفیت خبر تحقیق کنیم . این نوشتار توصیهنامه نیست بلکه پرسش از فقدان تبیین و مشخصنمایی حدود و ثغور مبانی اخلاق رسانهها است .
واقعاً درباره فردی که از مخازن و مفاخر فرهنگ ماست باید چنین خبر غیر اخلاقی را بدهیم ؟
قرآن میفرماید : و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤاد انه کان مسئولا
اگر بدون تحقیق و تفقه سخنی گفته شود ما مسئول هستیم .
مولوی میگوید: مشتری علم تحقیقی حق است / دائماً بازار او پر رونق است . کل شی قاله غیر مفید / ان تکلف او تصلب لایلیق « از محقق تا مقلد فرقها است / کان چو داود است آن دیگر صدا است » .
متأسفانه رسانههای ما غیر از بازی گرفتن کلمات کاری ندارند واژگانی مانند اخلاق حرفهای ، اخلاق مطبوعاتی، اخلاق رسانهای و ... سپری شده است برای به کرسی نشاندن منافع .
فرید دهدزی
براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد