براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد
ني:محمد موسوي
سه تار :پرويز مشكاتيان
دستگاه :ماهور
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش ميسرم که نجوشم
بهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمايل تو بديدم نه عقل ماند و نه هوشم
حکايتي ز دهانت به گوش جان آمد
دگر نصيحت مردم حکايتست به گوشم
مگر تو روي بپوشي و فتنه باز نشاني
که من قرار ندارم که ديده از تو بپوشم
من رميده دل آن به که در صباح نيايم
که گر ز پاي درآيم به در برند به دوشم
بيا به صلح من امروز و در کنار من امشب
که ديده خواب نکردست از انتظار تو دوشب
مرا به هيچ بدادي و من هنوز برآنم
که از وجود تو مويي به عالمي نفروشم
مرا بگوي که سعدي طريق عشق رها کن
سخن چه فايده گفتن چو پند مي ننيوشند
به راه باديه رفتن به از نشستن باطل
که گر مراد نيابم به قدر وسع بکوشم
در هوایت بیقرارم روز و شب سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کی گذارم روز و شب
جان و دل از عاشقان میخواستند جان و دل را میسپارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغز منست یک زمانی سر نخارم روز و شب
تا که عشقت مطربی آغاز کرد گاه چنگم گاه تارم روز و شب
میزنی تو زخمه و بر میرود تا به گردون زیر و زارم روز و شب
ساقیی کردی بشر را چل صبوح زان خمیر اندر خمارم روز و شب
ای مهار عاشقان در دست تو در میان این قطارم روز و شب
میکشم مستانه بارت بیخبر همچو اشتر زیر بارم روز و شب
تا بنگشایی به قندت روزهام تا قیامت روزه دارم روز و شب
چون ز خوان فضل روزه بشکنم عید باشد روزگارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو انتظارم انتظارم روز و شب
تا به سالی نیستم موقوف عید با مه تو عیدوارم روز و شب
زان شبی که وعده کردی روز بعد روز و شب را میشمارم روز و شب
بس که کشت مهر جانم تشنه است ز ابر دیده اشکبارم روز و شب
دو بیتی:باباطاهر
بود درد مو و درمونم از دوست
بود وصل مو و هجرونم از دوست
اگه قصابم از تن واکره پوست
جدا هرگز نگرده جونم از دوست
خوشا انون که سودای تو دیرن
که سر پیوسته در پای تو دیرن
به دل دیرم تمنای کسانی
که اندر دل تمنای تو دیرن
گلی که خم(خودم)بدادم پیچ و تابش
به اب دیدگونم دادم ابش
به در گاه الهی کی روا بی
گل از مو دیگری گیره گلابش
خداوندا مو بیزارم از این دل
شو و روزان در ازارم از این دل
ز بس نالیدم از نالیدنم تنگ
زمو بستون که بیزارم از این دل
ضربی ماهور
غزل حافظ
دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد اشکارا
کشتی نشستگانیم ای باد شرطه بر خیز
شاید که باز بینیم دیدار اشنا را
تصنیف عشق تو
کلام و موسیقی:شیدا
عشق تو اتش جانا زد بر دل من
بر باد غم داد اخر اب و گل من
روی تو چون دیده دل بهتر ز لیلی
شد بند زنجیر دام مجنون دل من
وصل تو مشکل مشکل جان دادن اسان
یارب کن اسان اسان این مشکل من
براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد