براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار طالع بیشفقت بین که در این کار چه کرد
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقیا جام میام ده که نگارنده غیب نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد این دایره مینایی کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
حافظ
آهنگ: فرامرز پايور
شعر:جواد آذر
دستگاه: سه گاه
كاست:گنبد مينا(آهنگساز :پرويز مشكاتيان)
-------------------------------------------
تا دور چشم مست او،
جاي مي از ناي سبو،
خون کرده در پيمانهها
بشنو ز ساز قصهگو،
سوز دل من مو به مو،
در پرده افسانهها
بشنو ناله درد کز دل خيزد،
شايد زين ناله خونين
اشکت بر رخ ريزد
خدا را، خدا را،
کي اين شام غم را
سحر از پي در نيايد
چه سازم، چه سازم،
صبوري ما را،
ظفر از پي بر نيايد
تا کي ناله؟
تا کي مويه؟
برخيز اي رهنشين،
گامي از کفر و دين
نه فراتر
برخيز با خيل مستان،
چو مي خاموش و جوشان
بنشين با ميپرستان،
به دور از خودفروشان
مگر از زندگاني،
مراد دل ستاني
مراد دل ستاني،
مگر از زندگاني
که گردون به افسون،
چو بستيزد
نهد از جام جم،
افسانهاي
در روزگاران
بيا خودکامگي
از سر بنه،
چون جام مي
در بزم ياران
در ده ساقي،
زان مي جامي،
تا برگيرد از من خودکامي
براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد