تبليغاتX
استاد شجریان - سخنرانی حمیدرضا نوربخش در مورد مکاتب آوازی ( شیراز )
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

کانون موسیقی دانشگاه شیراز عصر پنج شنبه چهارم خرداد ماه میزبان حمید رضا نوربخش بود تا در مورد نگرشی بر مکاتب آوازی سخنرانی کند. حمید رضا نوربخش در ابتدا با اعتراض به اینکه شرایط باید طوری مهیا باشد که موسیقیدان بیشتر کار کند، اما امروز موسیقیدانان ما بیشتر حرف می زنند؛ ابتدا در مورد مکاتب مختلف آوازی سخن گفت و با رد اطلاق یک مکتب به یک مکان جفرافیایی به این صورت استدلال کرد که مثلا در اصفهان افرادی مانند تاج، سید رحیم، ادیب خوانساری هستند که بیان می شود این اساتید در مکتب اصفهان قرار می گیرند، در صورتی که اینها شیوه های مختلفی دارند و یا اقبال آذر که بیان می شود در مکتب تبریز قرار دارد اولا اصالت اقبال آذر قزوینی است و نه تبریزی ثانیا اقبال تحت تاثیر احمد خان ساوه ای بوده است.
نوربخش افزود من به شیوه افراد معتقدم مثلا شیوه ی تاج، شیوه طاهرزاده و یا شیوه بنان و گاهی این شیوه چنان گستردگی پیدا می کند که می شود مکتب. وی سپس به صورت عملی یک بیت به شیوه ی تاج آواز خواند و گفت تاکید تاج بر تحویل درست شعر به شنونده بود و بسیار کلمه کلمه می خواند طوری که آوازشان به دکلمه نزدیک می شد. سپس یک بیت به شیوه ی طاهر زاده اجرا کرد و گفت ریتم آواز طاهر زاده از تاج تند تر است و اگر از نظر تاج 70 درصد شعر مهم است 30 درصد موسیقی، این ترکیب در آواز طاهرزاده به 50-50 می رسد.
نوربخش افزود من تا قبل از 18 سالگی تحت تاثیر تاج بودم و چون تاج با پدرم موانست داشت بسیار به آواز و شخصیت تاج علاقمند بودم، بنابرین به شیوه ی او کاملا واقفم اما با حضور خدمت استاد شجریان بطور کامل شیوه ام تغییر یافت. وی در پاسخ به سوال یکی از حضار که معتقد بود جغرافی در ریتم و نوع آواز یا موسیقی تاثیر می گذارد از نوربخش خواست که در سخن خود بازنگری کند و نوربخش پاسخ داد، حرف شما کاملا صحیح است اما نمود آن در موسیقی محلی هر قوم است ولی ما اینجا داریم از موسیقی رسمی ایران سخن می گوییم.
نوربخش سپس به شرایط و مشکلات تعلیم آواز اشاره کرد و گفت از آنجا که حنجره در دسترس همه هست هر کسی به خود اجازه می دهد بخواند در صورتی که شرط لازم خوانندگی داشتن حنجره مناسب است و صدایی که از حجم، وسعت و رنگ مناسبی برخوردار باشد، بنابرین توصیه من به افرادی که کمتر از 50درصد واجد این شرایط هستند این است که یا وارد مقوله ی آواز نشوند و یا خود را خواننده ندانند. وی اضافه کرد رسانه ی ملی توقعات را پایین آورده، طوری که مردم با هر صدایی و هر نوع خواندنی راضی می شوند در صورتی که در قدیم اینچنین نبود و مردم واقعا صدای خوب و خواننده خوب را می شناختند، اما الان کار بجایی رسیده که وقتی من به کسی می گویم صدای شما مناسب خوانندگی نیست پاسخ می دهد من که از فلان خواننده ی سیما بهتر می خوانم .
نوربخش با اعتراض به موضع صدا و سیما در قبال موسیقی افزود گاهی اوقات از من سوال می شود، چرا به تلویزیون نمی روید و من پاسخ می دهم آنجا هویتی ندارم. کو برنامه خاص موسیقی؟ وقتی از نشان دادن ساز پروا دارند من احساس می کنم در آنجا دچار بی هویتی می شوم. وی اضافه کرد البته داشتن حنجره و صدای مناسب شرط لازم است و کافی نیست، من می توانم مثالی بزنم که از این نظر در تاریخ ما بی نظیر بوده اما متاسفانه به بیراهه رفته؛ حنجره هم باید آماده شود، مانند بدن سازی.
حنجره برای ارتباط و سخن گفتن است و اگر کسی بخواهد کار دیگری با حنجره ی خود بکند باید تمرینات خاص ببیند مانند تاتر، آواز کلاسیک و یا آواز ایرانی هر کدام نوع متفاوتی از حنجره را لازم دارد که باید حنجره را مناسب آن تربیت کنیم. وی افزود صدا سازی چیز جدیدی نیست و اینکه ما به شاگردان از روز اول ردیف یاد بدهیم اشتباه است، بلکه باید اول حنجره را آماده کنیم.

نوربخش گفت فراگیری ردیف لازم است اما به صرف دانستن ردیف نه کسی خواننده می شود و نه نوازنده. وی در پاسخ یکی از بانوان گفت منع صدای زن هیچ توجیهی ندارد و کسی مثل قمر برای همه ی خوانندگان زن و مرد الگوست و من الان استعدادهایی می بینم که قبلا سابقه نداشته اما متاسفانه وقتی فرصت بروز ندارند، دچار بی انگیزگی می شوند و از خود می پرسند آواز بیاموزیم که چه؟
حمید رضا نوربخش در پایان به دلیل سوالات مکرری که در مورد استاد شجریان از وی می شد با تبسم پاسخ داد که سخنگوی ایشان نیست. سپس از خاطرات حضور خود در محضر استاد شجریان گفت و اینکه استاد تاکید داشتند ما در تقلید نمانیم و هر کدام راه و شیوه ی خود را پیدا کنیم. وی افزود رمز موفقیت ایشان پشتکار و خستگی ناپذیری است. استاد شجریان اکنون در سن 66سالگی کارهایی می کند که از عهده من که حکم پسر ایشان را دارم بر نمی آید و وارد هر کاری که شد تا آخر می رود.
نوربخش در پایان در پاسخ به سوالی که شما از اینکه اینهمه صدا و خواننده ی نامناسب تبلیغ و ترویج می شود گله دارید، اما تعداد کارهایی که شما و دیگر افراد مانند کرامتی و جهاندار و شفیعی و رفعتی ارائه داده اید روی هم رفته از تعداد آثاری که یکی از خوانندگان در طول یک سال می دهد کمتر است، پاسخ داد خوانندگان شاخص با هر آهنگسازی کار نمی کنند، هر شعری را نمی پسندند، در کار سختگیری می کنند؛ بنابرین هزینه تولید اثر بالا می رود، از طرفی به دلیل ناشناخته بودن این اثر فروش بالایی نخواهد داشت.
مگر استاد شجریان با نوار شناخته شد؟ ایشان اول در رادیو به مردم معرفی شدند. اما الان چه؟ این وظیفه صدا و سیما است که حمایت کند که متاسفانه نمی کند. کدام هنرمند دوست دارد کار نکند، کنسرت ندهد و انزوا گزیند؟ ما هنر را آموختیم برای ارائه به جامعه، اما وقتی شرایط مهیا نیست چه می شود کرد؟
پس از سخنان نوربخش نوبت ساز و آواز رسید که همراه آواز او، سه تارنوازی بهداد بابایی بود. ابتدا غزلی از حافظ در همایون خوانده شد:"نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید فغان که بخت من از خواب بر نمی آید" سپس مثنوی همایون با غزلی از سعدی :" شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق دربند است". که هم سه تار بابایی و هم آواز دلنشین نوربخش مورد توجه 800 نفری که حضور داشتند واقع شد.

ایاز رزمجویی ـ گفتگوی هارمونیک

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/08ساعت 0:58  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization