تبليغاتX
استاد شجریان - كنسرت گروه پرويز مشكاتيان در ميان مردم و درخت‌هاي ايستاده اجرا شد
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

ايسنا : شانزده درخت بالابلند - از عكس‌هاي عباس كيارستمي - شامگاه گذشته در شب آذرماه تهران قد برافراشتند تا 16 نوازنده و خواننده گروه موسيقي عارف، بر بستري از برگ‌هاي زرد پاييزي، تمي از خاطرات هنرنمايي‌هاي سال‌هاي نه‌چندان دور گروه تحت سرپرستي پرويز مشكاتيان را براي مخاطبان زنده كنند.


اجراي گروهي كه حسن ناهيد (ني) پير آن بود و كيوان ساكت (تار)، محمود دلنوازي (بربط)، نويد افقه (تنبك) و بهداد بابائي (سه‌تار) از هنرنمايانش، طبق معمول كنسرت‌هاي ما، با تاخيري 45دقيقه‌يي، از ساعت 20:45 آغاز شد تا در دو بخش و وقت استراحتي هر كدام حدود يك‌ساعته، هواي سرد سالن نه‌چندان شلوغ وزارت كشور را با حرارت خويش گرم سازند.
برنامه با هم‌نوازي گروه در مايه‌هاي ابوعطا، شور و دشتي آغاز شد تا پس از آن، با تك‌نوازي سنتور مشكاتيان در پيش‌درآمد ابوعطا، حميدرضا نوربخش كه مي‌توان گفت در هر اجرا، نواي استادش محمدرضا شجريان را به‌خاطر مي‌آورد، حس گرفته، پس از چهارمضراب خسرو و شيرين، بخواند:
اي دل به کوي عشق گذاري نمي‌کني
اسباب جمع داري و کاري نمي‌کني
چوگان حکم در کف و گويي نمي‌زني
باز ظفر به دست و شکاري نمي‌کني
اين خون که موج مي‌زند اندر جگر تو را
در کار رنگ و بوي نگاري نمي‌کني
مشکين از آن نشد دم خلقت که چون صبا
بر خاک کوي دوست گذاري نمي‌کني...
در اين اجرا كه با سنتورباس (عليرضا جواهري)، تار (بهرام ساعدي) بم‌تار (سياوش پورفضلي)، قيچك (رضا آبائي)، قيچك‌باس (سيامك آقائي)، كمانچه (نويد دهقان و آرش كامور) و رباب (آرشام قادري) همراه بود، نواي دف (آيين مشكاتيان) حضور چشم‌گيري نداشت، تا صداي سنتورنوازي‌هاي سرپرست گروه، مثل هميشه‌هاي كارهاي مشكاتيان باشد؛ كه اين روزها گفته آخرين اجرايش را پيش از همكاري مجدد با بزرگان موسيقي اصيل ايراني چون محمدرضا شجريان و حسين عليزاده به صحنه مي‌برد.
تصنيف فرياد با شعري از هوشنگ ابتهاج (سايه) اثر بعدي بود كه با شعرخواني نوربخش، سرانجام دف هم مهلت بروز يافت؛ تا پس از آن در چهار مضراب حجاز، اين‌بار تك‌نوازي تار كيوان ساكت توجه‌ها را به‌خود جلب كند و در ميانه‌ها، بازهم سنتور مشكاتيان كه كل برنامه بر تكيه‌گاه دستان او مي‌گشت.
پس از ساز و آواز بعدي با تك‌نوازي سه‌تار:
دل از من برد و روي از من نهان کرد / خدا را با که اين بازي توان کرد... / چرا چون لاله خونين دل نباشم / که با ما نرگس او سرگران کرد... / بدان سان سوخت چون شمعم که بر من / صراحي گريه و بربط فغان کرد...
باز تصنيف "شكر و شكايت" با شعري از حافظ همراه شد؛ آنجا كه آغاز هر هم‌نوازي و تصنيفي، با رخصت سرپرست گروه آغاز مي‌شد:
زان يار دلنوازم شكري است با شكايت
گر نکته دان عشقي بشنو تو اين حکايت
بي مزد بود و منت هر خدمتي که کردم
يا رب مباد کس را مخدوم بي عنايت
در زلف چون کمندش اي دل مپيچ کانجا
سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت...
آخرين بخش قسمت اول برنامه، تصنيف زيباي "گون" بود با تركيب دلنشين سازهاي مختلف و شعر معروف محمدرضا شفيعي كدكني:
به‌كجا چنين شتابان؟!... / سفرت به‌خير اما / توو دوستي، خدارا / چو از اين كوير وحشت / به سلامتي گذشتي / به شكوفه‌ها به باران / برسان سلام مارا.
قسمت دوم شب نخست اجرا نيز باز با رخصت مشكاتيان و تك‌نوازي تنبك در بيات ترك، دشتي و كرد بيات آغاز شد كه انگار يك اپرا يا پرده‌خواني را اجرا مي‌كرد. سپس تصنيف بهار هم با شعري از سايه (بهارا بهارا چه شيرين و شاد آمدي!) با همراهي دف اجرا شد كه پس از بيت: بهاري به اين نازنيني كجاست / كه اين خون‌بهاي شهيدان ماست، اعضاي گروه با نواي «بهارا بهارا»ي خويش با نوربخش همراهي كردند.
ساز و آواز بعدي نيز با همنوايي سنتور و ني با شعر معروف حافظ (يا رب سببي ساز كه يارم به سلامت / باز آيد و برهاندم از بند ملامت...) به استقبال تصنيف كجائي با شعر علي‌اكبر دهخدا رفت:
اي مردم آزاده كجاييد كجاييد
آزادگي افسرد بياييد بياييد
اما تك‌نوازي بعدي گروه به قيچك باس رسيد؛ و اين يكي از معدود كنسرت‌هايي بود كه چنين سازي براي اجراي تك‌نوازي ساز انتخاب مي‌شد.
در ادامه‌ي قسمت دوم برنامه كه ساختاري مشابه با قسمت اول داشت، تصنيف "پنهان چو دل" با شعر مولانا (اي با من و پنهان چو دل از دل سلامت مي‌كنم / تو كعبه‌اي هر جا روم قصد مقامت مي‌كنم) پيش از تصنيف پاياني با عنوان "ققنوس" اجرا شد كه باز شعري در قالب نو نيمايي براي آن انتخاب شده بود: پرنده‌ي سپيدبال سرخ‌چشم تيزپر..
اما پس از ترك صحنه، تشويق ممتد حاضران، گروه را دوباره به صحنه آورد تا اين‌بار تصنيف معروف "اي ايران" را در حالي اجرا كنند كه مردم، ايستاده به آن گوش فرا مي‌دادند و مشكاتيان آنان را به‌همراهي با خواننده گروهش تشويق مي‌كرد.
پيش‌تر اعلام شده بود محمدرضا هنرمند مسووليت تهيه‌ي فيلم اين اجراي گروه عارف را كه تا جمعه نهم ادامه خواهد داشت، برعهده گرفته است كه شامگاه گذشته تالار بزرگ كشور از دوربين فيلم‌برداري خالي بود و گويا اين امر در دوشب پاياني اجرا محقق خواهد شد.
ققنوس مشکاتیان آتش در دل مخاطبان انداخت
مهر: کنسرت گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان و آواز حمید‌رضا نوربخش با عنوان "ققنوس" شب گذشته در تالار بزرگ کشور برگزار شد.
دراین کنسرت، گروه شانزده نفره عارف بر روی صحنه ای که با 16 سرودر پشت سر نوازندگان طراحی شده بود(طرح عباس کیارستمی)، به اجرای قطعاتی از ساخته های مشکاتیان پرداختند.
پیش‌درآمد ابوعطا، چهار مضراب خسرو شیرین ،چهار مضراب حجاز و تصانیف شکر و شکایت و گون با استفاده از اشعار سایه،حافظ و شفیعی کدکنی از جمله قطعات بخش نخست برنامه در دستگاه شور بود که با تکنوازی بسیار خوب و تکنیکی بهداد بابایی همراه شد.
قسمت دوم کنسرت با تکنوازی تنبک نوید افقه آغاز شد که با توجه به تکنیک و توانایی بالای این نوازنده تنبک ،شروع خوبی برای قطعه ضربی تصنیف بهارا (با شعر سایه) به شمار می رفت.
پس از تصنیف بهارا،قطعه چهار مضراب بیات زند، ساز و آواز، تصنیف کجائید( با شعری از علی‌اکبر دهخدا)تصنیف پنهان چودل با شعری از مولانا و تصنیف ققنوس اجرا شد.
اجرای بسیار خوب نوازندگاان گروه وخواننده و تکنوازی پر احساس پرویز مشکاتیان و همچنین اجرای پرصلابت قطعه  زیبای"ققنوس" که بی شک بهترین قطعه کنسرت 86 گروه عارف به شمار می رود موجب شد تا تشویق های گرم و طولانی حاضران اعضای گروه را دوباره به روی صحنه بازکشاند تا آنها سرود ملی ای ایران (ساخته روح الله خالقی) را به همراهی و همخوانی مخاطبان ایستاده اجرا کنند.
لازم به توضیح است که گروه عارف تا جمعه نهم آذر ماه کنسرت خود را با عنوان ققنوس در تالار بزرگ کشوراز ساعت20 برگزار خواهد کرد
صداي مضراب‌هاي پرطنين مشكاتيان در تالار كشور پيچيد
فارس:ساعت 19 ديشب بر تعداد مشتاقان گروه عارف كه پشت درب‌هاي تالار بزرگ كشور ايستاده بودند تا مضراب‌هاي پرطنين مشكاتيان و نوازندگي قوي گروهش را بعد از سه سال شاهد باشند، افزوده مي‌شد. از طرف ديگر نيز داخل سالن گروه عارف در حين ساندچك كردن و پوشيدن لباسهاي‌شان بودند و در واقع هياهوي موسيقايي در سالن حكمفرما شده بود.
بنا بر اين گزارش، در بين تمام كنسرت‌هايي كه در طول تابستان در همين تالار برگزار شد، اين اولين كنسرتي بود كه شب اول آن بدون هياهو و حاشيه‌اي برگزار مي‌شد.
بعد از ساعت 30/19 ، مردم كم كم به داخل سالن اصلي تالار كه در گوشه‌اي از آن غرفه فروش تمبر‌هاي شخصي پرويز مشكاتيان توسط موسسه تبليغاتي پيشتاز تبليغ ديده مي‌شد، طرف ديگر كتاب‌ها و آثار اين هنرمند به چشم مي‌خورد، وارد شدند و بعد از حدود چند دقيقه، خود را به داخل تالار رساندند.
طبق اعلام قبلي كنسرت قرار بود ساعت 20 آغاز شود اما با تاخير 45 دقيقه‌اي و با وارد شدن گروه عارف به روي صحنه‌اي كه عباس كيارستمي آن را با بنر‌هايي از تصاوير درخت كاج و برگ‌هاي پاييزي طراحي كرده بود، آغاز شد.
وقت اول كنسرت كه در دستگاه ابوعطا، شور و دشتي بود ابتدا گروه پيش‌درآمد ابوعطا را نواختند و قطعه بعدي با عنوان چهار مضراب خسرو شيرين به تكنوازي سنتور مشكاتيان اختصاص داشت.
در حين اجرا، مضراب‌هاي دلنشين مشكاتيان توجه همه را به خود جلب كرده بود، از جمله پسرش كه در بخش انتهايي نوازندگان با سازدف خود نظاره‌گر هنرنمايي پدرش بود. ساز و آواز مشكاتيان و نوربخش قطعه بعدي اين بخش بود.
بعد از آشتي دوباره مشكاتيان و شجريان همه بر اين باور بودند كه شايد او -كه هميشه شجريان را خواننده ساخته‌هاي خود مي‌داند- از اين هنرمند بنام براي اين كنسرت بهره ببرد، اما از آنجايي كه اين اتفاق در آينده‌اي نه چندان دور خواهد افتاد او اين بار نيز نه شجريان بلكه يكي از شاگردان درجه اول او را براي خواندن آثارش برگزيد و نوربخش نيز چه خوب توانست با هنرنمايي خود از عهده اين كار برآيد.
به گزارش فارس، گروه بعد از ساز و آواز نوربخش و مشكاتيان تصنيف فرياد را بر اساس شعري از هـ. الف. سايه را نواختند و از آنجا كه مشكاتيان پيشتر در صحبت‌هاي خود اعلام كرده بود كه اين كنسرت نيز همانند كنسرت سال 83 تك‌نوازي‌هايي را نيز خواهد داشت چهار مضراب حجاز، با تك نوازي كيهان ساكت، آغاز شد و سپس گروه‌نوازي را شاهد بوديم.
تصنيف «شكر و شكايت» از حافظ و تصنيف «گون» از جمله قطعات پاياني اين بخش بوده است. قسمت دوم كنسرت در بيات ترك، دشتي و كرد بيات با فاصله استراحت 30 دقيقه‌اي و با تكنوازي تنبك نويد ابقه آغاز شد. اين تنبك‌نواز جوان كه خود شاگردان زيادي از جمله آئين مشكاتيان را تربيت كرده با شيوه‌اي خاص تكنيك‌هايي از تنبك‌نوازي خود را در معرض ديد مخاطبان قرار داد كه پايان بخش اين تكنوازي به اجراي تصنيف بهارا با شعري از هـ .الف سايه ختم گرديد كه آغازگر اين قطعه نيز مضراب‌هاي پر طنين مشكاتيان بود.
گروه بعد از اين قطعه چهار مضراب بيات زند، ساز و آواز، تصنيف كجائيد، با شعري از علي‌اكبر دهخدا، ساز و آواز، پنهان چون دل با شعري از مولانا و تصنيف ققنوس را نواختند و صحنه را ترك گفتند اما گروه با تشويق‌هاي پياپي مردم به صحنه بازگشتند و قطعه «اي ايران» را با قدرت هرچه تمام‌تر نواختند و گروهي خواندند.
گروه عارف تا دهم آذر كنسرت خود را با عنوان ققنوس در تالار بزرگ كشور برگزار خواهند كرد.

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/08ساعت 17:31  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization