تبليغاتX
استاد شجریان - حمید متبسم: با همایون شجریان در تهران کنسرت می‌دهیم
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

نوازنده تار و سه‌تار گروه دستان از اجرای کنسرت مشترک این گروه با همایون شجريان در تهران خبر داد و گفت: پروژه اجرای مشترک گروه دستان و همایون شجریان از فوریه امسال با برگزاری کنسرت در اروپا آغاز می‌شود و سال آینده در ایران و آمریکای شمالی ادامه خواهد یافت.
گروه «دستان» به همراه «سالار عقیلی» چندی پیش تورکنسرت بزرگ خود را در آمریکای شمالی به اتمام رساند. این تور کنسرت از روز 12 اکتبر با اجرا در شهر تورنتو آغاز شد و در روز 11 نوامبر با کنسرتی که در فیلادلفیا آمریکا به روی صحنه رفت، پایان پذیرفت. گروه دستان در این اجراها رپرتوار آلبوم «دریای بی‌پایان» را به اجرا درآوردند.
«حمید متبسم»که عمدتا کارهای مربوط به برگزاری کنسرت‌های گروه را مدیريت می‌کند در گفت و گوی اختصاصی با فرهنگ و آهنگ ضمن ابراز خشنودی از برگزاری موفق این کنسرت‌ها همکاری با سالار عقیلی را یکی از دست‌آوردهای مهم گروه عنوان کرده و گفت: «شنوندگان کنجکاو ولی ناآشنا با صدای سالار به اعتبار آشنایی با دستان تقریبا تمام سالن های کنسرت را پر کردند و با اجراهای بسیار زیبایی از دستان و سالار عقیلی روبرو شدند. باید بدون تعارف و زیاده‌گويی گفت که او در این تور بسیار خوش درخشید و هیچ کجا کم نیاورد.»
وی در توضیح برنامه‌ریزی پروژه‌های مختلف گروه دستان خاطرنشان کرد: ما در‌واقع هر پروژه ای را در ایران، اروپا و آمریکای شمالی با تورهای بزرگ آغاز می‌کنیم و بعد با انتشار سی دی آن، منتظر فستیوال‌هایی می‌شویم که با شنیدن کار ما در اینجا و آنجا متقاضی برنامه می شوند. البته باید بگويم تور اخیر را «حسین بهروزی‌نیا» برای آمریکای شمالی برنامه ريزی کرده بود که به جرات می‌توان این تورکنسرت را یکی از بهترین و موفق‌ترین تورهای دستان دانست.
این آهنگساز و نوازنده گروه دستان افزود‌: کار بعدی مرا نیز که با عنوان «به نام گل سرخ» در دست ضبط است، سالار عقیلی خواهد خواند. ما همگی از این تور خشنودیم چرا که در پشت و روی صحنه هماهنگی و همرنگی حکمفرما بود.
متبسم درباره پروژه‌ بعدی گروه دستان که مجموعه کنسرت‌هایی با «همایون شجریان» است، تصریح کرد: «همایون شجريان یکی از آن چهره‌هاست که بسیار مورد توجه یاران دستان است، اعتبار او نه فقط به دلیل نام خانوادگیش بلکه به پشتوانه کارش، ما را به همکاری با او ترغیب می‌کند و فکر می‌کنم برای او نیز گروه ما همین قدر جذاب باشد. تونايی‌های همایون شجریان نه فقط به‌عنوان یک خواننده، بلکه به‌عنوان یک موسیقی‌دان دست وبال ما را باز می کند و امید داریم که کار متفاوتی را با او عرضه کنیم.»
وی درمورد جزییات این تور کنسرت اضافه کرد: «آثار این مجموعه دو بخشی متعلق به من و «سعید فرجپوری» است که در مایه‌های دشتی و اصفهان ساخته و طراحی شده‌اند. 12 کنسرت ما از اواخر ماه ژانویه تا اواسط فوریه 2008  به ترتیب در ونیز، میلان، فرانکفورت، استکهلم، گوتنبرگ، اسلو، لندن، مونستر،برلین، انتورپن، لاهه و آمستردام برگزار خواهد‌شد و قرار است که در استودیو رادیو برلین کارها را ضبط کنیم.»
همایون شجریان پیش از این در گفت و گوی مفصلی با مجله فرهنگ و آهنگ (که در شماره 17 به چاپ رسیده) درباره همکاری خود و گروه دستان به عنوان «شروعی برای استقلال هنری» گفته بود: «این کنسرت به عنوان اولین اجرای مستقل، صد در صد حساسیت ویژه‌ای برای من دارد. من تا کنون با پدر به‌روی صحنه می‌رفتم و در آواز همراهی‌شان می‌کردم و هیچ‌وقت به‌طور مستقل نمی‌خواندم که بخواهم یک برنامه را با آواز اداره کنم. قضیه کاملاً فرق دارد، من دیگر روی صحنه پشتوانه‌ پدرم‌ را ندارم. خودم هستم و خودم. به‌همین خاطر باید خود را به بالاترین سطح  آمادگی برسانم و بتوانم صحنه را اداره کنم تا برنامه‌ای اجرا کنیم که جذابیت داشته‌باشد و مردم راضی از سالن‌ها بیرون بروند ... به نظر من گروه  دستان انتخاب خیلی خوبی است که بتوانم اولین اجرایم را با آنها داشته‌باشم، چون گروه دستان خودشان وزنه‌ای هستند و اینجا من هستم که باید کارم را درست انجام بدهم. این شرایط با وقتی که شما به‌عنوان نوازنده‌ای روی صحنه قرار می‌گیرید که باید صحنه را اداره کنید و حتی نگران نوازنده‌های دیگر هم باشید، تفاوت دارد. اعضای گروه دستان هرکدام درعین حال که تکنواز هستند، در گروه‌نوازی نیز حرف‌های بسیاری برای گفتن دارند.»
«همایون شجریان یکی از آن چهره‌هاست که بسیار مورد توجه یاران دستان است، اعتبار او نه فقط به دلیل نام خانوادگیش بلکه به پشتوانه کارش، ما را به همکاری با او ترغیب می‌کند»
آثار گذشته گروه دستان بر موسیقی سازی تاکید داشت اما اکنون شاهد گرایش این گروه به موسیقی آوازی و همکاری با خوانندگان جوان هستیم. این نکته‌ای است که متبسم در تشریح آن می‌گوید: «تاکید بر موسیقی سازی به معنی مخالفت با موسیقی آوازی نیست و تمایلات ما به بخش آوازی موسیقی را نفی نمی‌کند. من در کار‌های آوازی نیز به نقش ساز اهمیت می دهم و در کارهای آوازی که از دستان تاکنون ارايه شده نیز نقش ساز فرا تر از اجرای یک پیش درآمد، تصنیف و رنگ است. در ارتباط با همکاری با چهرهای جوان باید گفت که شرط ما جوانی و پیری نیست، بلکه کیفیت است و همدلی و توانائی روحی و جسمی برای همراهی. آنچه ما در این تورها انجام می‌دهیم به جز توانایی فنی نیاز به کیفیت‌های معنوی و غیر دارد، که هر کسی را شامل نمی‌شود.»
حمید متبسم در ادامه صحبت‌هایش به پروژه «نوای مشترک» و همکاری با ارکستر فیلارمونیک لیژ اشاره می‌کند: برنامه ریزی این پروژه و مقدماتش از اوایل سال 2006 آغاز شد و هدف این است که با این آثار به نقاط مختلف دنیا سفر کنیم و با ارکستر‌های مختلف دنیا همکاری داشته باشیم. در این میان اولین پیشنهاد از طرف ارکستر فیلارمونیک لیژ آمده و در هفته آخر ماه آپریل 2008 اولین اجرای این آثار انجام خواهد شد.
وی درباره چگونگی حضور گروه دستان در این پروژه افزود: آثار آهنگسازان دستان با تنظیم، بازنگری و آهنگسازی «محمد رضا درویشی» با اجرای ارکستر سیمفونیک، در این آثار نوازندگان دستان نقش سولیست دارند و در واقع نوعی کنسرتو برای سازهای حاضر در گروه ما و ارکستر سمفونیک است. البته برای سازهای کوبه‌ای گروه مطلبی نوشته نشده و مانند همیشه نقش آنان با سلیقه خودشان و همفکری مشخص می‌شود. دو قطعه 20 دقیقه‌ای از این مجموعه که شامل قطعه‌ای در مایه نوا از من و اثر دیگری در مایه شوشتری از حسین بهروزی‌نیا می شود تابحال از طرف درویشی کار شده و نت آن به‌زودی تحویل ارکستر لیژ خواهد شد.
متبسم در تشریح جزییات این پروژه اظهار داشت: ما در واقع با دو کنسرت در شهر لیژ و شارلاروای بلژیک این پروژه را که می تواند سرفصل یک آشنايی تازه میان ایران و غرب باشد، افتتاح می کنیم. تمرین‌های ما با ارکستر منحصر به سه روز قبل از اولین کنسرت خواهد بود که این زمان با توجه به این که ارکستر و ما هر کدام بخش‌های مربوط خودمان را از قبل آماده خواهیم کرد، کافیست.
«برای اجرای اپرت سیمرغ نیاز به یک ارکستر سازهای ملی بیست نفره، چهار خواننده کر ایرانی و یک تکخوان دارم که فقط و فقط می‌تواند در ایران و از جوانان تشکیل شود»
حمید متبسم در کنار فعالیت‌های گروه دستان یکی از پرکارترین موسیقی‌دانان ایرانی ساکن اروپا در زمینه آموزش موسیقی ایرانی به شمار می‌رود، وی دراین باره می‌گوید: «تدریس به جز عشق، وظیفه من است، بهترین شنوندگان موسیقی نیز کسانی‌اند که خود دستی هر چند کوچک بر آتش دارند و از مسايل حرفه‌ای دست و پا گیر این هنر بدورند. از این رو این بخش فعالیت هر موسیقی‌دان ، فال است و هم تماشا. امروز در همین اطراف محیط زندگی من در اروپا می توانید در خانه صد ایرانی و غیر ایرانی ساز ایرانی و گفتار در زمینه موسیقی ایران را بشنوید.»
این موسیقی‌دان ایرانی در مدرسه موسیقی هارلن هلند تدریس می‌کند و گروه «مضراب» که از جمعی از نوازندگان جوان ایرانی و اروپایی تشکیل شده را مدیریت می‌کند، در مورد اين فعاليت‌ها چنين مي‌گويد: «در مدرسه آزاد موسیقی هرلن تار وسه تار و موسیقی ایرانی تدریس می‌شود و گروه بزرگ مضراب که متشکل از 25 خواننده و نوازنده است در کنار هم کار خودش را انجام می‌دهد. گروه مضراب در خود و دیگران نیز ایجاد انگیزه و شور می کند و تا به‌حال با توجه به شناخت من از توانایی‌های این دوستان و آشنایی من با گرفتاری‌های حرفه‌ای و شخصی‌شان، بی نظیر عمل کرده است.»
متبسم در پایان از تصنیف اپرت «سیمرغ» برای ارکستر ساز‌های ایرانی و 5 خواننده خبر داد: «یکی از پروژه‌های بزرگ و پر کاری که در دست دارم قطعه سیمرغ است که بر اساس حماسه زندگی زال نوشته می شود. برای این کار نیاز به یک ارکستر سازهای ملی بیست نفره، چهار خواننده کر ایرانی و یک تکخوان دارم که فقط و فقط می‌تواند در ایران و از جوانان تشکیل شود. البته نگارش سیمرغ را که تا نیمه راه پیش رفته مدتی است که بدلیل برنامه های دیگر متوقف کردم، لیکن این اثر یکی از بزرگترین عشق‌های من است و حتما در فرصت مناسب این کار را دنبال خواهم کرد.»
منبع : فرهنگ و آهنگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 0:54  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization