تبليغاتX
استاد شجریان - مي‌خواهم «شجريان» ديگري به وجود بيايد
 

محمدرضا لطفي»، آهنگساز و نوازنده برجسته تار مي‌گويد، ساخت قطعه اي در مدح پيامبراكرم(ص) در دلش وجود دارد و بعد از آماده شدن شرايط آن را مي‌سازد.
محمدرضا لطفي، آهنگساز و سرپرست گروه موسيقي شيدا در گفت‌وگوي مشروح به پرسش‌هايي درباره فعاليت‌هاي اخير خود، رويكردش به تشكيل گروه‌هاي جوان، موسيقي مذهبي و رويكرد اجتماعي در موسيقي پاسخ گفت.
لطفي در خصوص ساخت قطعه‌اي در مدح حضرت رسول(ص) با توجه به ارادت شخصي اش به آن پيامبر بزرگ گفت: به عقيده من هنر آمدني است من هيچ وقت تصميم نمي گيرم قطعه اي بسازيم بلكه حالي و حرارتي آمده كه من را به ساخت اثر واداشته است.
وي اظهار داشت: من عاشق حضرت علي(ع) هستم. در يك پروسه روحي نيز ارتباطي معنوي با حضرت رسول(ص)، اين شخصيت بزرگ، يافتم .
اين آهنگساز ادامه داد: ساخت قطعه اي در مدح پيامبر در دل من وجود دارد و بايد آن شرايط آماده شود. من اعتقاد دارم خود آنها به هنرمند الهام مي كنند و نمي‌توان با دريافت پول‌هاي كلان چيزي نوشت. البته من براي بعضي از افراد كه چنين كاري مي كنند احترام قائل هستم، اما اگر يكي يك ميليارد به من پول دهد كه قطعه اي را بسازم نمي توانم. ممكن است در عرض يك ساعت 10 تا آهنگ بسازم ولي هيچ فايده اي ندارد.
اين نوازنده گفت: هنر و موسيقي در بسياري از موارد از مقوله الهام است. ما تنها بايد قلبمان را صيقل دهيم تا آن نور بتواند در تاريكي حركت كند.
وي در خصوص ساخت قطعات موسيقي با رويكرد مذهبي گفت: بحث اعتقاد به مذهب مساوي با اين نيست كه شما خودتان را درعرصه‌اي قرار دهيدتا توفيقي بدست بياوريد. بلكه آنجا آن تفحص و موسيقي‌دان بودن شما با داشتن اعتقادات شكل مي‌گيرد كه آن هم مجازي سفارش داده نمي شود.
لطفي افزود: موسيقي مذهبي در دنيا و در ايران يك خط ويژه و كاربرد ويژه دارد. مراسم سوگواري يك كاربردي دارد. موسيقي مذهبي، سينه زني، زنجيره ني، نوحه خواني، مداحي و در بخش‌هايي قرآن خواني اين‌ها خودش يك خط قوي داشته و دارد و سنتش هم خيلي قوي است به طوري كه سينه به سينه رسيده و حركت كرده است.
وي بيان داشت: وقتي يك موسيقي داني به خاطر علايق خودش يك تم و داستان مذهبي را تبديل به يك سمفوني كند، آن يك اتفاق شخصي است كه درون آن هنرمند افتاده است. هنرمند وقتي نام حضرت علي(ع) را به زبان مي آورد بايد حالش با گفتن اين نام دگرگون شود، اگر چنين نشود اثري كه مي‌نويسد اثر هنري نيست.
خالق قطعه «شب نورد» با اشاره به وضعيت استفاده از موسيقي مذهبي گفت: در زمان گذشته مداحان با خواندن يك بيت شعر سوزناك، اصلي‌ترين گوشه‌ها را اجرا مي كردند چرا كه همه آنها رديف دان بودند و گوشه هاي موسيقي را مي دانستند. در واقع اين افراد تكنيك‌ها را خوب مي دانستند.
وي ادامه داد: من هم اكنون نمي‌دانم كه آيا نسل‌هاي جديد ما كه در اين عرصه وارد شدند با زندگي مدرن كنوني آيا همان مشكلاتي را پيدا كردند كه ما در عرصه‌هاي ديگر پيدا كرديم يا خير؟ به عقيده من آنها بايد آموزش‌ها را دنبال كنند تا نسل‌هاي بعدي هم اين سنت را ياد بگيرند و ادامه دهند.
لطفي بيان داشت: در حال حاضر خيلي از نوحه‌هايي را گوش مي‌كنيم نسبت به بچگي‌ام كه گوش مي‌كردم خيلي تفاوت پيدا كرده است در واقع نوحه‌ها بيشتر موسيقي پاپ شده اند كه داراي شعرهاي ريشه دار نيستند.
مي‌خواهم «شجريان» و «ناظري» ديگري به وجود بيايد
---------------------------------------------------
لطفي ضمن اعلام آمادگي براي اجراي كنسرت مشترك با بزرگان موسيقي همانند سابق گفت: آثار بوسيله خالقش ماندگار مي‌شود. به عنوان مثال تجويدي خالق و بنان مجري تصنيف تجويدي است وقتي بنان خواننده فوق‌العاده‌اي باشد و كارش را خوب بداند اين اثر را جاودانه‌تر نگاه مي‌دارد.
وي افزود:در گروه شيداي سابق خواننده‌ها بودند كه عوض مي‌شدند در واقع ناظري و شجريان خوانندگاني بودند كه با گروه شيدا كار مي‌كردند اين خواننده‌ها كه 2 خواننده بزرگ مملكت هستند در واقع كار خودشان را كرده‌اند و زحمتشان را كشيده اند و آثاري را نيز ارائه داده‌اند و به شهرت بالايي رسيده‌اند حالا اگر قرار باشد در كار مجدد من هم دوستانم شركت كنند اين بايد خودش به صورت طبيعي پيش بيايد.
اين نوازنده سه‌تار با بيان اينكه هدف من اين است كه افراد ناشناس را معرفي كنم، اظهار داشت: من مي‌خواهم فرصتي به جوانان دهم تا بتوانند اينها هم يك شجريان و ناظري ديگري باشند. البته من هيچ وقت اين را نفي نكرده‌ام كه فعاليت من با جوانان معادل كار نكردن با بزرگان است ولي بايد اين فضا پيش بيايد كه در وهله اول ما بايد ارتباطمان را پيدا كنيم و البته اين هم بوسيله كسي اتفاق نمي‌افتد چرا كه نمي‌شود با واسطه چيزي را به چيز ديگري چسباند بنابراين براي اينكه اين اتفاق رخ دهد بايد يك فضاي فرهنگي بين ما بزرگان پيش بيايد.
همه هنرمندان دنبال كنار هم بودن هستند
----------------------------------------------
لطفي با اشاره به فضاي همدلي دوران جنگ گفت: بعد از جنگ و حتي در دوره جنگ فضاها به همديگر نزديك بود و اين باعث جمع شدن آدم ها دور هم و بيان كردن درد دلشان در قالب ساز و آواز بود. اما بعد از اين همه سال شايد يك خستگي براي همه افراد اين كار بوجود آمده و تمام انرژي‌هايشان را در اين سال ها مصرف كرده‌اند و خيلي دنبال سكوت و آرامش و كنار بودن هستند ولي با اين حال ديدارهايي بين من با شجريان، ناظري، مشكاتيان، عليزاده و كياني صورت گرفته اما هنوز فرصت آن فضا كه مثل قديم خانه همديگر برويم و دوستي نزديك داشته باشيم رخ نداده است.
وي با اشاره به اينكه در زمان گذشته شخصي واسطه شكل گيري دوستي‌ها مي‌شد، افزود:اين افراد موزيسين نبودند اما شاعر و اديب توانمند و موسيقي‌شناس بودند كه ساز هم مي‌زدند مثل هوشنگ ابتهاج. اين‌ها در واقع چون دلشان مي‌خواست موسيقي بشنوند و براي موسيقي اتفاقي بيفتد تلاش مي‌كردند و قرارهايي بين ما هنرمندان مي‌گذاشتند در حال حاضر حضور چنين افرادي كم شده و در واقع واسطه‌ها كم رنگ شده‌اند اما در مقابل رابطه‌هاي مجازي زيادند كه آرمان خواهند و دلشان مي‌خواهند اين اتفاق بيفتد.
وي ادامه داد:البته در كنار اين همه مسائلي كه در اين زمينه مطرح است يك مقدار گلايه‌هاي گذشته‌‌ نيز وجود دارد و بعضي از دوستان ما هنوز دلشان را نسبت به ماجراهاي گذشته صاف نكرده‌اند.
شجريان، مشكاتيان، عليزاده، ناظري و ... جملگي جريان ساز بودند
-------------------------------------------------------------
سرپرست گروه شيدا در خصوص صحبتهايي كه در بدو ورود به ايران مطرح كرده بود، مبني بر اينكه در اين چند سال كاري در زمينه موسيقي انجام نشده، اظهار داشت: من چنين اظهاراتي نكردم درواقع يك مقداري بد فهميده شده حتي بعضي از دوستان گفتند كه لطفي فكر مي‌كند ما اينجا هيچ كاري نكرديم در صورتي كه من اصلا جمله‌ام اين نبود. بلكه گفتم كارهايي كه شده در جاي خودش. چه كسي مي‌تواند بگويد شجريان، مشكاتيان، عليزاده، ناظري و ... زحمتي نكشيده‌اند اين‌ها زحمت كشيده‌اند، موثر بوده‌اند و تاثيراتشان هم خيلي عالي بوده اما هم اكنون يك آدم مثل من اينجا هست كه آمده و در حال به راه انداختن يك جرياني نويي است.
وي افزود: به نظر من وقتي اين جريان راه مي‌افتد به همه موسيقي‌دانها كمك مي‌كند من در زمانهاي گذشته هم با همين موتور كار مي‌كردم كه ‌آن اتفاقات افتاد و موسيقي يك هويت محترمانه‌اي پيدا كرد.
اتصال صدا و سيما با هنرمندان قطع شده است
-----------------------------------------------------
لطفي با بيان اينكه در گذشته همه هنرمندان براي راديو و تلويزيون و وزارت فرهنگ كار مي‌كردند، گفت: در گذشته اين دو سازمان خودشان توليد كننده موسيقي بودند و ما همه براي اينها كار مي‌كرديم ولي در حال حاضر آن اتصال هم قطع شده نه راديو دعوت مي‌كند كه لطفي و شجريان و ديگران بيايند و مثل سابق كار كنند نه وزارت فرهنگ و ارشاد.
وي افزود:بايد واحدي به نام موسيقي باشد و آدم هاي ورزيده نيز در آن فعاليت كنند كه همان هنرمندان ورزيده مسئول دعوت كردن هنرمندان مطرح باشند در غير اين صورت من خودم به شخصه به دعوت مدير راديو آنجا نمي‌روم ساز بزنم، چون نمي‌دانم آن مدير كه مي‌خواهد ساز و آواز را ضبط كند چه قدر تبحر دارد. بايد گروه متبحري آنجا باشند تا مثل سابق اين حالت اتفاق بيفتد.
وي ادامه داد:در زمان گذشته تجويدي، ناصري ،خالقي و ديگران جزو هيات مديره فني راديو بودند كه با موزيسين‌ها ارتباط داشتند و با كمك‌هاي خود مسئولين راديو از هنرمندان براي اجراي برنامه دعوت مي‌كردند. در حال حاضر نيز بايد واحدهاي مشخصي در راديو باشد كه ما در آن قرار بگيريم بعد آن موقع خروجي مناسبي پيدا مي‌كند و جهت‌هاي فرهنگي مشخص مي‌شود.
لطفي بيان داشت: البته تاحدودي اين اتفاق افتاده ولي كيفيت اين فعاليت‌ها آنقدر پايين است كه موزيسين‌هاي در سطح من و يا شجريان ، عليزاده ، مشكاتيان و ديگران با گفتار اين افراد آنجا نمي‌روند.
لطفي تصريح كرد: هنر ما به خصوص موسيقي هنوز استراتژي ندارد و در تاكتيك‌ها و زيگزاگ‌ها حركت مي‌كند به قول معروف مي‌گويند گل قضيه گم شده و همه توپ را تو زمين گرفته‌اند و به همديگر پرتاب مي‌كنند تا بالاخره يكي آن را گل كند.
رويكرد اجتماعي در موسيقي سنتي ضعيف شده است
-------------------------------------------------------------
لطفي با اشاره به وضعيت ساخت موسيقي بر اساس مسائل اجتماعي گفت: توجه به مسائل اجتماعي در موسيقي سنتي بعد از انقلاب متوقف نشده بلكه تا مدتها جريان داشته اما متاسفانه امر آموزش دچار ضعف شديم.
وي با اشاره به وارد شدن موسيقي پاپ در عرصه اجتماعي افزود: موسيقي پاپ در ذات خودش اين را دارد كه بازگو كننده مسائل اجتماعي باشد چرا كه يا از درد، شادي و يا يك عاشقانه‌اي صحبت مي كند، در ضمن ساده‌پذيرتر نيز هست اما هنرهاي سنتي و كلاسيك سخت حركتند و جسمشان سنگين است .
اين نوازنده تار ادامه داد: موسيقي پاپ چيز جديدي است به خصوص با اين نوعي كه طي سالها حركت كرده ميكسي بين موسيقي ايران و پاپ بود و نوع جديدي براي خودش بوجود آورد كه جالب هم بود ولي اين را نيز هم اكنون از دست داده و دوباره در مسير ضجه‌هاي بي مورد افتاده و دچار آسيب شده است.
لطفي تصريح كرد: در زمانهاي گذشته موسيقي پاپ بر اساس اشعار مولانا شكل مي گرفت و به همين واسطه اتفاقاتي در حال رخ دادن بود اما متاسفانه اين هم حركتش خيلي كند شد.
وي بيان داشت: مسائل اقتصادي، عدم انتقال تجربه، عدم‌آموزش و مساله اجتماعي شدن و اجتماعي بودن يك هنرمند دلايل بروز چنين مشكلاتي است. همه موزيسين‌ها و هنرمندان اجتماعي نيستند بعضي از آنها اصلا دوست ندارند اجتماعي باشند و فراگير نيستند.
لطفي با اشاره به موزيسين هاي اجتماعي دوران انقلاب گفت: در انقلاب صدها موزيسين وجود داشت كه از اين تعداد آنهايي وارد عرصه اجتماعي شدند كه قبلا اجتماعي فكر مي‌كردند و خودشان در دوران انقلاب در خيابان ها بودند و تحت تاثير اتفاقات قرار گرفته بودند. در حال حاضر نيز يك وازدگي و سكوتي كل جامعه را فرا و يك بي‌تفاوتي در اهل انديشه و اهل هنر شكل گرفته است كه اين مشكل را بايد روانشناسان، جامعه‌شناسان و آدمهايي با زمينه‌هاي اجتماعي و فرهنگي علت يابي و برطرف كنند.
برخي قطعاتم را هنگام قدم زدن در خيابان هاي تهران ساخته‌ام
-----------------------------------------------------------
لطفي در خصوص رويكرد اجتماعي در ساخت آثارش گفت: هميشه رويكرد اجتماعي در كارهاي من وجود دارد حتي در كنسرتي كه پيش رو داريم قطعاتي را اجرا مي كنيم كه در طول مدتي كه در ايران بودم درهمين خيابانها راه رفتم و ساختم. در اين مدت يك قطعه را نيز با عنوان «وطنم، ايران» براي اولين بار با شعر خودم ساخته ام كه شعر آن را زماني سرودم كه تصميم گرفتم به ايران بيايم.
وي افزود: من براي يك نيتي كار مي‌كنم چرا كه اگر بر اساس نيتي خير حركت ‌كنيد باعث توفيق مي‌شود. من مثل مادرم عقيده دارم كه اگر نيت آدم خير باشد همه كارها درست مي‌شود و مشكلي پيش نمي‌آيد و اگر هم پيش بيايد مشكلات فني روزمره است. من هميشه دلم مي‌خواهد حركت كنم اما اين روحيه شخصي من است و جوشش من فردي، ‌آرماني، ‌تكاملي ، ميهني و اجتماعي است.
قصد ندارم از ايران بروم
-----------------------------
موسس مركز فرهنگي هنري شيدا در واشنگتن در پاسخ به اين سوال كه آيا باز هم بعد از مدتي در ايران ماندن ترك وطن خواهد كرد يا خير؟گفت: من خودم قصد ندارم از كشورم بروم چرا كه هيچ كجاي دنيا جاي كشورم را نمي گيرد. انسان در هيچ جا مثل كشور خودش احترام ندارد.
وي با بيان اينكه شرايط دشوار موسيقي دليل رفتن من از ايران شد، اظهار داشت: در آن زمان من ديگر نمي‌توانستم كار موسيقي انجام دهم چرا كه جنگي شده بود كه فقط سرود كاربرد داشت و موسيقي‌هاي ديگر اجازه فعاليت نداشتند من هم به عنوان يك موزيسين نمي توانستم تنها سرودهاي اين چنيني بسازم و در مقابل آموزش و دانشگاه و ..... هم نبود.
اين نوازنده تار با بيان اينكه من با هدف انتقال فرهنگ ايران به خارج از كشور رفتم، گفت: من هميشه نگران اين بودم كه اين همه ايراني كه بيرون هستند سرنوشتشان چه مي‌شود فرزندانشان اگر بخواهند يك ساز بزنند وضعيتشان چه مي شود. من ديدم اگر بتوانم شاگرداني در خارج از كشور تربيت كنم ، مي توانند ايراني بودن را آنجا ادامه دهند.
لطفي گفت:من هم اكنون 63 سال سن دارم و تا آنجايي كه انرژي دارم كار مي‌كنم. ما كه يك لحظه بدون وطنمان نبوديم و هرجا كه بوديم پرچم ايران را علم كرديم.
شاگردان من يك جريان موسيقي را در سراسر اروپا و آمريكا راه انداخته‌اند
---------------------------------------------------------------------
وي گفت: من از دانمارك و سوئد تا اروپاي غربي، شهر به شهر تمام ايالت‌هاي آمريكا را درس دادم و در حال حاضر شاگردان من يك جريان موسيقي تعليماتي را در كل اروپا و آمريكا دارند. در واقع 70 درصد حركت‌هايي موسيقي خارج از ايران بواسطه شاگردان من انجام مي شود.
وي با بيان اينكه من در خارج فعاليتم را به اتمام رساندم، بيان داشت: بعد از اين جريان احساس كردم در كشورم نياز به من بيشتر است ومن درست در بدترين شرايط موسيقي از نظر خودم آمدم و اين شرايط را پذيرفته بودم.
به جوانان اهميت و بها دادم
------------------------------
اين نوازنده تار در خصوص تشكيل گروه‌هاي جوان سه‌گانه شيدا گفت: هدف موسيقي‌دان توليد موسيقي خوب با كاربرد و تاثيرگذاري زياد است كه مردم با شنيدن آن احساس خوب و اميد بيشتري پيدا كنند و در مقابل نيز سختي كارشان را كم كند. در واقع آرمان انساني هنر چنين است و از آنجايي كه موسيقي جزو پديده‌هاي حسي بشر است همه با آن ارتباط دارند.
وي افزود:من هم مثل همه آدم‌ها دوست دارم توليد موسيقي خوب داشته باشم و از طرف ديگر به آموزش كه يكي ديگر از كارهايم است نيز بپردازم كه اين مساله بتواند به درستي نسل به نسل انتقال يابد و با اين اتفاق آينده مملكت هم هموارتر حركت مي‌كند. ما در اين سال ها فعاليت‌مان را انجام داده و زحمت‌مان را كشيديم و بايد اين تجربه و حركت را جوان‌ها كه نيروهاي بعدي كشور هستند،انجام دهند.
اين نوازنده كمانچه ادامه داد: شجريان، مشكاتيان، عليزاده، كياني و ...احتياجي به كمك ندارند. اينها خودشان موفقيت دارند به همين دليل من به جوانان اهميت و بها دادم كه خيلي سخت‌تر است. چرا كه آنها تجربه لازم را ندارند و بايد به صحنه بروند، تحقيق كنند و آموزش ببينند تا به مرحله ما برسند. من در خارج هم شايد 99 درصد انگيزه‌ام اين بود كه جوانان بتوانند در اين فعاليت ها شركت كنند و به آينده‌شان اميدوار باشند و جوان هاي ديگر هم كم كم به آنها و موسيقي جدي بپيوندند.
وي با بيان اينكه اكثر اعضاي گروهم از شاگردان كلاسم هستند،اظهار داشت:جوانان گروه من 10 سال كار كرده‌اند و براي گروه از فيلترهايي رد شده‌اند.البته ورود به كلاسهاي من نيز به همين شكل است به طوري كه ابتدا آزموني مي‌گيرم و در اين آزمون كساني كه كل رديف موسيقي را زدند و 4 تا رپرتوار يك بخش از موسيقي را حفظ هستند به كلاس رديف تحليلي و موسيقي تحليلي من راه مي‌يايند.
لطفي ادامه داد: در اين كلاس ها 3 ماه درس مي‌دهم و 1 ماه تعطيل هستم و سپس امتحان مي‌گيريم و يك تعداد از اين ها به كلاس هاي بالاتر مي‌روند. در اين يكي دو سال هم آنهايي كه خيلي با استعداد و پركارند و مي‌خواهند حرفه‌اي كار كنند به سمت كلاس هاي تخصصي من كشيده شده‌اند و اكثر نوازندگان شيدا از همين كلاس ها انتخاب شده‌اند.
كمبود وقت علت اصلي با هم نبودن گروه قديمي شيدا بود
-----------------------------------------------------------------
لطفي در خصوص عدم تشكيل شيداي قديم گفت: در گروه شيدا 8 موزيسين بودند كه زير نظر من كار مي‌كردند در حال حاضر از اين تعداد 4 نفر در گروه كامكارها فعالند و خودشان گروه دارند و 4 نفر ديگر هم درخشاني، سماواتي، صدقي‌آسا و افشارنيا هستند. من در وهله اول درخشاني و افشارنيا را دعوت كردم اما آنها وقت لازم را بواسطه پر كار بودنشان نداشتند. سماواتي و صدقي آسا نيز آلمان هستند. با اين وضع من در ابتداي كار تلاش كردم كه بخشي از گروه عارف و شيدا را در يك گروه قرار دهم و جوان ها را در كنار اين ها بگذارم اما عملا نشد چرا كه هيچ كدام وقت نداشتند. وقتي نوازنده‌ها خودشان وقت ندارند من نمي‌توانم بر مشغله آن بيفزايم.
وي افزود: نقطه مقابل اين روند نيز بزرگاني مثل مشكاتيان هستند كه خودشان جريان ساز بوده و گروهي را دارند و اين طبيعي است كه وقتي كسي گروه خودش را دارد، كنسرت خودش را هم مي‌دهد. اما اين سوال را همه از من مي‌كنند كه چرا شيدا را دور هم جمع نكرديد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/19ساعت 22:39  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization